توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٢ - تخصيص دادن مسند
و اما تخصيص دادنش به اضافه يا وصف پس بخاطر آنستكه فائده اتمّ باشد.
شارح گويد:
ضمير مجرورى در [تخصيصه] به مسند راجع است و مثال تخصيص مسند به اضاف مانند: زيد غلام رجل.
شاهد در [غلام رجل] است كه خبر براى [زيد] بوده و تخصيص [غلام] به [رجل] از باب اضافه مىباشد.
و مثال تخصيص به وصف مانند: زيد رجل عالم.
شاهد در [رجل عالم] است كه خبر براى [زيد] قرار گرفته و تخصيص [رجل] به [عالم] از قبيل تخصيص به وصف مىباشد چه آنكه [عالم] صفت و [رجل] موصوف آن است.
و اما اينكه تخصيص چه به اضافه بوده و چه به وصف از نظر فائده اتمّ است جهت آن اينست كه:
قبلا گفتيم زيادى تخصيص و آوردن قيودى كه موجب تحديد باشند فائده خبر دادن را اتمّ از صورت خالى بودن از تقييد و تحديد قرار مى دهد.
تنبيه
مصنف معمولات مسند از قبيل حال و امثال آن را از مصاديق مقيدات قرار داده ولى اضافه و وصف را مخصص قلمداد نمود و اين اختلاف در تعبير نه بمنظور آن استكه بين ايندو فرقى ميباشد بلكه صرف اصطلاح و تفنّن در عبارت است.
ولى برخى علت اين اختلاف را گفتهاند آن است كه تخصيص عبارت