مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٣٩٥
(مسأله ١٢٥٢): مراد از وطن جايى است كه شخص آنجا قرار گرفته باشد به قصد هميشه ماندن و در آن به مقدارى بماند كه عرفا صدق وطن او بكند و شش ماه ماندن شرط نيست اگر چه احوط [١] است و ملك داشتن و متحد بودن محل اقامت با وطن نيز شرط نيست.
(مسأله ١٢٥٣): هرگاه شخص اعراض از وطن كند و برود، زمانى كه به آن محل مراجعت مىكند، اگر ملكى در آن محل ندارد نمازش را شكسته بخواند و اگر ملكى دارد احوط [٢] جمع است و نيز اگر شخص در جايى ملكى دارد و قصد توطن و هميشه ماندن در آن را نداشته و ندارد نمازش را شكسته بخواند و احوط [٣] جمع است.
(مسأله ١٢٥٤): هرگاه مسافر علم به ده روز ماندن در يك شهر را داشته باشد و يا قصد ماندن ده روز بكند كه از ترخص هم بيرون نرود و در اقامت خود در ظن و شك هم نباشد بايد نماز را تمام بخواند و اگر يك نماز تمام خواند و بعد طورى شد كه بايد برود، بايد تا زمانى كه در آن محل است نماز را تمام بخواند و هر وقت به سفر رفت شكسته بخواند.
(مسأله ١٢٥٥): شهرهاى كاظمين و بغداد دو شهر هستند [٤] و
[١] ميرزاى شيرازى - محمد باقر شيرازى: اين احتياط ترك نشود.
[٢] محمد كاظم طباطبائى: اين احتياط و احتياط بعدى واجب نيست.
[٣] محمد باقر شيرازى: اين احتياط ترك نشود.
[٤] محمد باقر شيرازى: در زمان سابق دو شهر بودند اما در حال حاضر به هم
متصل شده اند و اطلاق حكم يك شهر يا دهكده به دو شهر و يا دو دهكده اى كه به
هم متصل شوند بر اساس عرف است و اگر اطلاق يك شهر بودن مشكوك باشد
استصحاب جارى مىشود و اگر شبهه موضوعى و يا مفهومى باشد رعايت احتياط
لازم است.