مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٣٨٥
رفتن شود، بايد نماز را تمام كند.
(مسأله ١٢٢٠): اگر شخص به قصد مسافت بيرون رود و بعد از آن براى او انتظار رفقاى بين راه اتفاق افتد و رفتن او موقوف بر رفتن ايشان شود، هرگاه به مقدار چهار فرسخ و بيشتر از آن رفته باشد، بايد قصر كند [١] مگر آنكه اراده ماندن ده روز و بيشتر در آنجا نمايد و يا تا مدت سى روز متردد بماند ولى اگر كمتر از چهار فرسخ رفته باشد بايد نماز را تمام كند.
٤ - آنكه عزم بر ماندن ده روز در اثناى رفتن با قصد مسافت جمع نكند و همچنين در بين راه نيز اراده بر ماندن ده روز بر او عارض نشود، كه اگر هر يك از اينها روى دهد، بايد نماز را تمام بخواند.
(مسأله ١٢٢١): هرگاه شخص در بين مسافت به وطن خود برسد در حكم اراده ماندن است و مراد از وطن محلى است كه در عرف به آن وطن بگويند هر چند در آن ملك نداشته باشد و مالك خانه و منزل در آن محل نباشد.
(مسأله ١٢٢٢): محل توطن پدر در صورتى كه قصد مفارقت از آن ننموده باشد، در صدق وطن شخص كفايت مىكند هر چند بيرون رفتن از آن و يا ماندن در آن، هرگز به خاطرش نرسيده باشد ولى تنها مجرد ماندن در محلى بدون قصد استمرار يا به جهت تحصيل علم و يا تجارت هر چند سالهاى بسيارى طول بكشد [٢]، باعث تمام نمودن نماز در آن محل نمى شود هر چند كه بدون
[١] شيخ انصارى - محمد باقر شيرازى: احوط (+) جمع است.
[٢] محمد باقر شيرازى: در مدتهاى طولانى، حكم به عدم اتمام نماز مشكل است
و در عكس مطلب نيز به همين صورت است.
(+) محقق خراسانى: اگر چه اقوى مصر است.