مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٢٣٩
ورو به قبله بخوابد و اگر نتوانست به پشت ورو به قبله بخوابد، و در اين حالات اگر مىتواند بايد اعتماد به ديگرى نكند مگر آنكه عاجز شود.
(مسأله ٧٣٨): احوط به تأخير انداختن نماز براى صاحب عذر است به آخر وقت نماز مى باشد خصوصا با اميد به بر طرف شدن عذر [١].
(مسأله ٧٣٩): اگر شخصى مردد شد ميان ايستادن بدون قرار و نشستن [٢] با قرار، بايد ايستادن را مقدم بدارد.
(مسأله ٧٤٠): هرگاه شخصى قادر به قيام در حال راه رفتن باشد و از طرفى قادر به نشستن با قرار نيز باشد بايد نشستن را اختيار كند.
(مسأله ٧٤١): اگر عجز براى شخص حاصل شود مىتواند از ايستادن به مرتبه اعلى به ايستادن به مرتبه ادنى نسبت به حال خودش تا مرتبه به پشت خوابيدن تنزل كند، و هر گاه از پايين ترين مرتبه كه پشت خوابيدن است قدرت حاصل كند به مرتبه اعلاى از آن و يا به ايستادن بيايد بايد آن را انجام دهد و در هر مقام اگر به تكليف خود عمل ننمايد نمازش باطل است [٣].
[١] شيخ انصارى - محمد كاظم طباطبائى - محمد باقر شيرازى: بلكه وجوب آن
در اين صورت خالى از قوت نيست.
[٢] محمد كاظم طباطبائى: احوط جمع است.
[٣] محمد باقر شيرازى: با تفصيلى كه بين ضرر و حرج بلكه ضرر جزئى و كلى
بيان شد.