مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٦٥
آب قليل تطهير كنند.
(مسأله ١٩٥): غساله منفصله از محل نجاست، در مرتبه اول نجس است [١] و در مرتبه دوم [٢] احوط [٣] اجتناب است مگر غساله استنجاء با شروطش.
(مسأله ١٩٦): در فضله پرندگان، اگر شك داشته باشد كه از حرام گوشت است يا از حلال گوشت [٤]، بايد حكم به طهارت آن بنمايد ولى فضله خفاش نجس است [٥].
(مسأله ١٩٧): هرگاه ضربهاى بر ناخن انسان وارد شود و خون زير آن بميرد و پوست روى آن سوارخ شود، اگر خون آن استحاله شود، پاك است و اگر صدق خون كند، نجس است و همچنين است در مورد غير ناخن.
(مسأله ١٩٨): اگر غذائى در ميان دندان باشد و دهان انسان خون بيايد و به آن غذا برسد، بنا بر احتياط [٦] آن غذاى با خون، با بزاق دهان پاك نمى شود، بلى اگر خون به آن نرسد پاك است.
(مسأله ١٩٩): اگر حناى نجسى را به سر ببندند و جزئى از عين حنا بماند، سر بعد از شسته شدن نجس است [٧] و در غير اين صورت سر بعد از تطهير آن پاك است.
[١] محمد كاظم طباطبائى: على الأحوط.
[٢] محمد كاظم طباطبائى: در جايى كه تعدد لازم است.
[٣] ميرزاى شيرازى: بلكه اقوى.
محقق خراسانى: بلكه اقوى طهارت غساله غير مزيله عين است مطلقا.
[٤] محمد كاظم طباطبائى: بلكه مطلقا پاك است حتى فضله خفاش، چنانچه گذشت.
[٥] محقق خراسانى: بنابر احتياط.
[٦] محمد باقر شيرازى: اظهر طهارت بعد از زوال عين نجاست است.
[٧] ميرزاى شيرازى - محمد كاظم طباطبائى - محمد باقر شيرازى: بعيد نيست
كه بعضى از اجزاى حنا قابل تطهير باشند مطلقا و يا خصوص ظاهر آنها.