مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٦٤
(مسأله ١٩١): اگر لباس نجس را وكيل انسان [١] تطهير كند و اطمينان به او وجود داشته باشد، طاهر است و در صورت عدم اطمينان، حكم به طهارت آن مشكل است [٢].
(مسأله ١٩٢): اگر نجاستى به آب گودى كه صدق چاه نمى كند برسد، در صورتى كه در حال جوشيدن باشد (مانند چشمه) نجس نمى شود و در غير اين صورت اگر مقدار آن از كر كمتر باشد نجس نمى شود، و اما در صورت نجاست، اگر با آبى كه در حال جوشيدن خارج مى گردد، ممزوج شود پاك مىشود.
(مسأله ١٩٣): دست نجس هرگاه آب قليل بر آن جارى شود همين كه آب از آن موضع گذشت، در مرتبه دوم پاك مىشود اگر چه غساله از موضع ديگر مثل سر انگشتان نگذشته باشد [٤].
(مسأله ١٩٤): اطراف متنجس كه صدق محل واحد مىكند به سرايت غساله نجس نمى شود يعنى به پاك شدن محل، اطراف نيز پاك مىشود، اما غير از اطراف آن را، اگر به غساله آن موضع نجس شود [٥] احتياطا بايد دو مرتبه با
[١] محمد كاظم طباطبائى: يعنى اخبار به تطهير آن كند والا با معلوم بودن آن
و شك در شرعى بودن آن، محمول بر صحت است بدون اشكال.
[٢] محقق خراسانى - محمد باقر شيرازى: با علم موكل به شسته شدن لباس
توسط وكيل به عنوان تطهير، طهارت آن اشكالى ندارد.
[٣] ميرزاى شيرازى - محمد باقر شيرازى: با فرض فوق على الأحوط.
محقق خراسانى: و ليكن اقوى عدم انفعال است.
محمد كاظم طباطبائى: بلكه مطلقا نجس مىشود على الأقوى.
[٤] محمد باقر شيرازى: اين حكم مشكل است و طهارت، در هر مرتبه بعد از
انفصال غساله حاصل مىشود.
[٥] محقق خراسانى: على الأحوط.