مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٤٧٥
(مسأله ١٥٠٢): غنى بودن شخص زمانى محقق مىشود كه شخص مصارف ساليانه خود و عيال خود را داشته باشد هر چند مالك بالفعل نباشد مثل اينكه صنعتى داشته باشد كه به تدريج مخارج سال خود را از اين طريق تحصيل كند، و نيز معتبر در غنى بودن آن است كه شخص علاوه بر مخارج ساليانه خود و عيال خود، مالك مقدار لازم جهت پرداخت فطريه نيز باشد هر چند احوط [١] عدم اعتبار آن است و احوط از آن اين است كه اگر اضافه بر مخارج يك شبانه روز خود را داشته باشد فطريه را بپردازد و آن را ترك نكند [٢] هر چند اقوى استحباب اين عمل است.
(مسأله ١٥٠٤): هرگاه شخص تنها قادر به پرداخت فطريه يك نفر باشد مستحب است كه اين طور عمل كند كه آن را از طرف خود به يكى از عيال خود بدهد و آن به ديگرى تا به آخر و آخرى نيز آن را به يكى از آنها بدهد و يا آن را به شخص ديگرى به غير از اعضاى خانواده بدهد كه اين صورت اخير استحبابى است البته اين حكم در صورتى است كه همه عيال شخص مكلف باشند [٣].
[١] محقق خراسانى: و بلكه اقوى.
[٢] محمد باقر شيرازى: نسبت به خود شخص مى توان گفت كه مىتواند اين
عمل را انجام دهد و يا مستحب است كه آن را انجام دهد و اما نسبت به اولاد و
عيال و ما بقى واجب النفقههاى او، ميزان متعارف است مگر آنكه خود آنها هم
راضى باشند نظير متابعت از حضرت امير المؤمنين (ع) توسط حضرت زهرا در
مسأله اطعام مسكين و يتيم و اسير كه ايشان نسبت به اين عمل راضى بودند.
[٣] محمد باقر شيرازى: بنابر شرعيت عبادات صبى، ظاهرا فرقى بين اقسام
عبادات او نمى باشد خصوصا در مسأله تعلق زكات زكات فطره كه تكليف در آن
شرط نيست تا چه رسد به مستحب از آن والله العالم.