مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٤٦٧
چيزى به حلق نرسد و همچنين بوئيدن رياحين خصوصا گل نرگس براى شخص روزه دار مكروه است و اما بوئيدن ساير گلها و استعمال بوى خوش و گلاب اشكالى ندارد و بلكه مستحب است.
(مسأله ١٤٧٢): هرگاه مريضى روزه ماه رمضان را افطار كرد و مرضش تا ماه رمضان بعد ادامه پيدا كند بايد براى هر روز يك مد طعام كفاره بدهد و در اين صورت قضا از او ساقط است و ليكن احوط گرفتن روزه قضا است و اما عذرهاى ديگر مانند سفر چنين نيستند و بايد در آنها قضاى آن روز را بگيرند.
(مسأله ١٤٧٤): اگر شخص مريض در بين مرضش بميرد در اين صورت قضاى روزه او بر عهده ولى نمى باشد و ليكن قضاى روزههايى كه پدر و مادر [١] قدرت بر گرفتن آنها داشته [٢] و نگرفتهاند و پسر بزرگ حى ايشان عالم بر آن است بر وى واجب است همانند نماز آنها، و در صورتى كه وصيت كنند [٣] و يا ديگرى تبرعا آنها را بگيرد از او ساقط مىشود.
مسأله [١٤٧٥]: هرگاه قضاى روزه بر ذمه شخصى باشد و او با وجود قدرت بر گرفتن آنها قصد گرفتن آنها را نداشته باشد و تا ماه رمضان بعد آنها را نگيرد اين شخص عاصى و گنهكار است و واجب است كه براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد و بعد قضاى آنها را نيز بگيرد و هر گاه چند سال چنين بگذرد قضاى همان سال اول كافى است.
[١] محقق خراسانى: وجوب قضاى مادر بر پسر بزرگ معلوم نيست اگر چه احوط است.
[٢] ميرزاى شيرازى - محمد كاظم طباطبائى: در غير از روزه اى كه در سفر از
آنها فوت شده كه قدرت بر گرفتن قضا در آن معتبر نيست (+).
[٣] ميرزاى شيرازى - محمد كاظم طباطبائى - محمد باقر شيرازى: و به وصيت
هم عمل بشود.
(+) محمد باقر شيرازى: بنا بر احتياط.