مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٣٩٨
او را به مقدار مسافت مى برد بايد نمازش را شكسته بخواند و اگر نداند كه به مقدار مسافت مى رود يا در رفتن مسافت شك داشته باشد، نمازش را تمام بخواند و بر او واجب نيست كه از متبوع خود سؤال كند [١] و بر متبوع نيز واجب نيست [٢] كه مسافت را به او اعلام كند.
(مسأله ١٢٦٣): مكارى و ملاح و قاصد و مانند اينها، اگر سه [٣] سفر پشت سر هم بكنند كه در خلال آن در وطن يا در غير وطن ده روز به قصد اقامت [٤] نمانند بايد نمازشان را تمام بخوانند [٥] و مراد از سفر اين است كه از وطنش مثلا برود به اصفهان و بعد برود به كرمان و بعد برود به خراسان و بعد به وطنش برگردد كه اينها همه يك سفر است.
(مسأله ١٢٦٤): شخص مىتواند دو وطن براى خود قرار دهد به اين صورت كه قصدش اين باشد كه بطور مثال مادام العمر شش ماه در كربلا بماند و شش ماه در نجف، و هر جا كه شش ماه ماند وطنش محسوب مىشود اما اگر قطع وطن كند، مثل آنكه قصد كند كه ديگر در كربلا نماند مگر اتفاقا به زيارت بيايد و در نجف مى ماند، اگر در كربلا ملكى دارد هر وقت كه به كربلا مى آيد احتياطا [٦] نمازش را جمع كند.
[١] محمد كاظم طباطبائى - محمد باقر شيرازى: وجوب سؤال خالى از قوت نيست.
[٢] محمد باقر شيرازى: قول به عدم وجب اعلام خصوصا در صورت سؤال، بسيار
مشكل است.
[٣] محمد كاظم طباطبائى: گذشت كه ملاك صدق دائم السفر شغل سفر است
عرفا هر چند كه در سفر اول حاصل شود.
[٤] محقق خراسانى: بلكه مطلقا.
[٥] محقق خراسانى: در سفر دوم و بلكه در سفر اول احتياطا جمع نمايد.
[٦] محمد كاظم طباطبائى: ليكن اقوى كفايت قصر است.