مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٣٨٤
اينكه بدنبال دزد يا فرارى و مانند آن برود و نداند كه به مقدار مسافت خواهد رفت، و يا آنكه در حال ديوانگى [١] برود، كه آنچه را كه به اين صورت رفته است جزء مسافت حساب نيست و باعث قصر نمى شود هر چند بسيار طول بكشد ولى در صور مذكور، اگر در حال برگشتن مسافت به مقدار هشت فرسخ يا بيشتر باشد، نيت قصر نمايد، و همچنين است هرگاه بعد از آنكه به مقصد رفت، نيت هشت فرسخ كند [٢] كه در اين حالت نيز بايد نيت قصر كند.
(مسأله ١٢١٨): در اطلاق مسافر به شخصى كه بعد از آنكه بدون قصد رفتن اراده كمتر از هشت فرسخ [٣] داشته باشد اختلاف است كه آيا مقدار برگشتن هر چند اين مقدار به تنهايى به مقدار مسافت نباشد، محسوب مىشود و يا محسوب نمى شود [٤]، و در تمام اين صور احتياط جمع كردن ميان قصر و اتمام خوب است مگر در حال برگشتن، البته هرگاه به مقدار مسافت باشد.
(مسأله ١٢١٩): در اعتبار قصر مذكور در فوق فرقى نيست ميان آنكه بالإصاله باشد و يا بالتبع مانند غلام و كنيز و زن و مانند ايشان، هر چند بر آن راضى نباشند و بلكه مجبور باشند.
٣ - آنكه قصد مسافت را تا پايان مسافت استمرار دهد پس اگر پيش از رسيدن به آنچه در حصول مسافت كفايت كند، اراده برگشتن نمايد يا متردد در
[١] محمد باقر شيرازى: همچنين اگر در حال بيهوشى و يا خواب مسافت را طى
كند در صورتى كه با اختيار طى مسافت كند حكم سفر را دارد و در غير اين صورت
حكم سفر بر او جارى نيست.
[٢] محقق خراسانى: يا قصد چهار فرسخ با قصد مراجعت قبل از ده روز.
[٣] محقق خراسانى: گذشت كه قصد چهار فرسخ با قصد مراجعت كافى است.
[٤] محمد كاظم طباطبائى: اقوى محسوب شدن مسافت است مطلقا.