مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ٢٣٨
ممكن باشد بايستد و اگر ميان ايستادن در جزء پيشين و يا جزء بعد از آن مردد شود، جزء پيشين را مقدم بدارد [١]، و اگر شخص عاجز از ايستادن در موضع عجز باشد، بنشيند، و اگر در بين قرائت باشد بايد ساكت شود و وقتى كه نشست و قرار گرفت از همان موضع شروع به خواندن كند و همچنين است اگر نشسته باشد و نتواند بايستد و نيز اگر به منظور قرائت نشسته باشد و بخواهد به ركوع رود لازم است كه در صورت امكان قيام را بجا آورد و بعد به ركوع برود.
(مسأله ٧٣٦): عجزى كه مجوز نشستن دارد عجزى است كه فرد آن را در وسع خود نبيند و اگر با عاجز بودن به خود فشار آورد و نماز بخواند نمازش باطل است [٢]، و در تحقق عجز درد شديدى كه تحمل آن مشقت داشته باشد و يا باعث افزايش مرض و يا بوجود آمدن مرض ديگرى شود، كفايت مىكند و در اين امور مظنه نيز كافى است.
(مسأله ٧٣٧): اگر شخص عاجز شود در نشستن بدون تكيه بايد به قدرى كه مىتواند راست بنشيند و اگر عاجز از اين مقدار هر چند به اجرت باشد بايد بخوابد و خوابيدن او به گونهاى است كه بر دست راست ورو به قبله باشد و خوابيدن بر دست راست را بر دست چپ ترجيح دهد و اگر نتوانست بر دست چپ
[١] ميرزاى شيرازى - محمد كاظم طباطبائى: تقديم سابق (+) هرگاه لاحق قيام
ركنى باشد خالى از اشكال نيست پس احتياط (+ +) ترك نشود.
[٢] محقق خراسانى: بنابر احتياط.
[٣] محمد باقر شيرازى: اگر موجب ضرر باشد و اما اگر موجب حرج باشد پس
عدم بطلان اقرب است اگر چه مراعات احتياط هم خوب است.
(+) محقق خراسانى: بلكه تقديم لاحق خالى از قوت نيست.
(+ +) محمد كاظم طباطبائى: به تكرار نماز.