مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ١٥١
(مسأله ٤٥٥): در تيمم به گلى كه بدست مىچسبد، بايد گل را پاك كنند و بعد ممسوح را مسح كنند و اگر آن گل را بشويند و مسح كنند صحيح نيست.
(مسأله ٤٥٦): اگر موضع تيمم جبيره باشد و نتوان آن را رفع كرد، بايد به همان حالت تيمم نمود.
(مسأله ٤٥٧): اگر بر بدن سالم چيزى چسبيده باشد و با رفع آن بدن متضرر شود، بايد وضو يا غسل جبيره اى بجا آورد و احتياطا تيمم هم بكند [١].
(مسأله ٤٥٨): اگر بطور مثال شخص بر چيزى تيمم كند به گمان اينكه خاك بوده و بعد معلوم شده كه خاكستر بوده است، تيمم او باطل است و اگر به آن تيمم نماز خوانده باشد بايد نماز خود را اعاده نمايد، اما اگر معلوم شد كه بر گچ تيمم كرده، و در حال اضطرار بوده، صحيح است والا باطل است [٢].
(مسأله ٤٥٩): تنها با داشتن عذر مى توان براى نماز قضا تيمم نمود [٣].
مسأله ٤٦٠): در هنگام كشيدن كف دست بر پشت دست ديگر به جهت تيمم، آنچه كه كف دست آن را فرا بگيرد كفايت مىكند.
(مسأله ٤٦١): اگر در ميان خاك ريگ باشد و از طرف ديگر زمينى سفت و سخت وجود داشته باشد براى تيمم نمودن، زمين مقدم است [٤].
[١] محمد باقر شيرازى: لزوم اين احتياط معلوم نيست.
[٢] محمد كاظم طباطبائى - محمد باقر شيرازى: حكم اضطرار به گچ گذشت.
[٣] ميرزاى شيرازى - محمد باقر شيرازى: اگر اميد زوال عذر نباشد والا مشكل است.
[٤] محمد باقر شيرازى: گذشت كه اقوى در حال اختيار جواز تيمم بر مطلق
وجه الارض است.