مجمع الرسائل - نجفی، محمد حسن - الصفحة ١٢٩
شخص كثير الشك باشد نبايد به شك خود التفات نمايد چه از مكان خود حركت كرده باشد و چه حركت نكرده باشد و رجوع در كثرت شك، به عرف است يعنى عرف او را كثير الشك بنامند.
(مسأله ٣٦٩): حكم اطلاق و اباحه آب و طهارت آن و طهارت بدن و نيت و پى در پى بودن آن و مباشرت مكلف در افعال خود، به صورتى است كه در وضو گذشت، پس اگر خودش مباشرتا مىتواند انجام دهد بايد انجام دهد والا بايد با كمك ديگرى انجام دهد.
(مسأله ٣٧٠): هرگاه شخص غسل خود را صحيح انجام داد و حكم تدريج را نمى دانست اشكالى ندارد.
(مسأله ٣٧١): كسى كه غسلهاى متعددى بر ذمه او است مثل جنابت و حيض و مس ميت، هرگاه در هنگام غسل كردن چنين بگويد [١] كه: غسل مى كنم به جهت رفت جميع احداثى كه در ذمه من است، يك غسل كفايت مىكند و همچنين يك غسل كفايت از اغسال مستحبه مىكند هرگاه حصول عناوين [٢] هر يك را در نظر بگيرد مثل اينكه قصد كند كه غسل زيارت و توبه و جمعه به همين يك غسل مى كنم، چه قصد حصول واجب هم كرده باشد و چه قصد نكرده باشد.
(مسأله ٣٧٢): جنابت به دو چيز محقق مىشود: اول غايب شدن
[١] محمد باقر شيرازى: گذشت كه گفتن لازم نيست و همان نيت كافى است و در
نيت بسيار نزديك است كه موجبات غسل هم مانند موجبات وضو باشد از بول و
نوم و امثال آن كه يك نيت براى تمام آنها كافى باشد هر چند قصد تمام هم نكند،
ولى احوط نيت تمام است.
[٢] محمد كاظم طباطبائى: بلكه قصد يكى نيز مغنى و كافى از بقيه است.