پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٣ - شرح و تفسير بهانهجويى طلحه و زبير
أفضت إليّ نظرت إلى كتاب اللّه و ما وضع لنا، و أمرنا بالحكم به فاتّبعته، و ما استنّ النّبيّ صلّى اللّه عليه و اله، فاقتديته، فلم أحتج في ذلك إلى رأيكما، و لا رأي غيركما، و لا وقع حكم جهلته؛ فأستشيركما و إخواني من المسلمين؛ و لو كان ذلك لم أرغب عنكما، و لا عن غيركما).
در واقع امام عليه السّلام در اين عبارت به دو نكته اشاره مىكند؛ نخست اينكه او پيشدستى در قبول خلافت ظاهرى نكرده و اصرار مردم، به ويژه افرادى مانند طلحه و زبير حجّت را بر وى تمام كرده و پذيراى اين مقام شده است، بنابراين هرگونه انتظارى از آن حضرت داشتن غير از رعايت حقوق مردم نابجاست.
البتّه دنياپرستان طالب مقام قبل از رسيدن به آن افرادى را به حمايت خويش دعوت مىكنند و به آنها وعدههايى در زمينه پيروزى خود مىدهند؛ ولى اين سخن درباره مردان الهى كه جز به اصرار مردم تكيه بر مقامات ظاهرى نمىزنند، مفهومى ندارد.
ديگر اينكه مسئله مشورت صحيح است؛ ولى «هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد» به يقين، مشورت در مسائل قطعى اسلام و فرمانهاى صريح خدا و پيامبر، مفهومى ندارد. البتّه در مسائل اجرايى كه گونههاى مختلفى بر آن تصوّر مىشود دامنه مشورت باز است. امام عليه السّلام مىفرمايد: انتظار نداشته باشيد كه در مسائل مهمى مانند اجراى عدل، برگرداندن اموال مغصوبه در زمان عثمان به بيت المال و تقسيم عادلانه بيت المال با شما مشورت كنم. هرزمان موردى براى مشورت پيدا شد به يقين كوتاهى نخواهم كرد.