پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٢ - شرح و تفسير لزوم همكارى در اداى حقوق
خواه كوچك باشد يا بزرگ، بنابراين كسانى كه از نظر فكر و مديريت و توان جسمى قوى هستند، هرگز نبايد خود را بىنياز از كمك ضعيفترين افراد جامعه بشمارند. همانگونه كه افراد ضعيف و به ظاهر ناتوان نبايد تصوّر كنند نقشى در اداره جامعه به هيچ صورت ندارند. در حديثى از امام على بن موسى الرضا عليه السّلام از پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله مىخوانيم كه فرمود: «غريبان: كلمة حكمة من سفيه فاقبلوها و كلمة سفه من حكيم فاغفروها فإنّه لا حكيم إلّا ذو عثرة و لا سفية إلّا ذو تجربة؛ دو چيز عجيب است: نخست سخن حكمتآميزى كه از شخص سفيهى صادر مىشود، پس آن را بپذيريد و ديگر سخن ابلهانهاى كه گاه از دانشمندى صادر مىشود، پس آن را بر او ببخشيد، زيرا هيچ دانشمندى خالى از لغزش و هيچ سفيهى خالى از تجربه نيست». [١]
تاريخ نيز اينگونه حوادث را بسيار به خاطر دارد؛ از جمله اينكه:
در دوران معتصم عباسى يكى از سربازان رومى زن مسلمانى را به اسيرى گرفته بود، سيلى محكمى به صورت آن زن زد، زن مسلمان به صداى بلند فرياد زد «و امعتصماه» و خليفه وقت را به يارى طلبيد، سرباز رومى با تمسخر به او گفت: آرى! الآن معتصم بر اسب ابلق سوار مىشود و به يارى تو مىآيد و دوباره سيلى محكمى به او زد.
اين حادثه در قلعه «عموريّه» در مرز كشور اسلام و روم واقع شد، كسى اين خبر را به معتصم رسانيد، معتصم ناراحت شد. از آن مرد پرسيد قلعه عموريّه در كدام سمت واقع شده؟ آن مرد سمت آن را به معتصم نشان داد. معتصم رو به آن سمت كرد و با صداى بلند گفت: لبّيك اى زن ستم ديده مظلوم! به خدا قسم صداى تو را شنيدم و به يارىات مىشتابم.
سپس دستور داد لشكر عظيمى آماده حركت به طرف قلعه عموريّه شود.
[١]. بحار الانوار، ج ٢، ص ٤٤.