پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٦ - شرح و تفسير پيروان معاويه
ناهمگون برگرفته شدهاند»؛ (جفاة [١] طغام [٢]، و عبيد أقزام [٣]، جمعوا من كلّ أوب [٤]، و تلقّطوا [٥] من كلّ شوب [٦]).
سپس مىافزايد: «آنها از كسانى هستند كه سزاوار است آنان را دين و ادب بياموزند و تعليم و تربيت شوند و ولى و قيّمى براى سرپرستى آنها تعيين گردد و دستشان را بگيرند (و از تصرف در اموالشان ممنوع كنند)»؛ (ممّن ينبغي أن يفقّه و يؤدّب، و يعلّم و يدرّب [٧]، و يولّى عليه، و يؤخذ على يديه).
در پايان مىافزايد: «آنها نه از مهاجرانند و نه از انصار، نه از كسانى كه خانه و زندگى خود را در اختيار مهاجران قرار دادند و از جان و دل ايمان را پذيرفتند»؛ (ليسوا من المهاجرين و الأنصار، و لا من الّذين تبوّؤا [٨] الدّار و الإيمان).
همانگونه كه قبلا هم اشاره شد، اين كلام بخشى از نامهاى است كه امام عليه السّلام براى آگاهى مسلمانان از همه حوادثى كه در عصر او و قبل از آن گذشته، مكتوب داشته است تا به صورت بخشنامهاى به مناطق مختلف فرستاده شود و درباره معرفى شاميان و طرفداران معاويه كه در برابر خليفه مسلمانان، سر به طغيان برداشته بودند و آتش جنگ صفين را برافروختند، ايراد شده است و نيّات پليد آنها و چگونگى شكلگيرى جمع ايشان را واضح مىسازد.
[١]. «جفاة» جمع «جافى» به معناى انسان نادان و خشن است.
[٢]. «طغام» جمع «طغامة» به معناى اراذل و اوباش و افراد شرور و بىسروپاست. واژه «طغام» گاه به معناى مفرد نيز به كار مىرود.
[٣]. «اقزام» جمع «قزم» بر وزن «خشن» به معناى افراد فرومايه و پست است.
[٤]. «أوب» به معناى بخش و ناحيه است.
[٥]. «تلقطوا» از ريشه «تلقّط» به معناى گردآورى چيزى از اينجا و آنجاست.
[٦]. «شوب» به معناى مخلوط كردن چيزى با چيز ديگر است. اين واژه معناى اسمى هم دارد؛ يعنى اشياى مخلوط شده و در كلام بالا معناى اسمى آن مراد است.
[٧]. «يدرّب» از ريشه «تدريب» به معناى عادت دادن و تمرين نمودن براى فراگرفتن چيزى است.
[٨]. «تبوّؤا» از ريشه «تبوّأ» به معناى سكنى گرفتن در جايى به قصد بقا و دوام از ريشه «بواء» به معناى تساوى اجزاى مكان آمده است و از آنجا كه هركس بخواهد در مكانى ساكن شود، آن مكان را صاف و هموار مىسازد اين واژه به معناى مزبور به كار رفته است.