پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - ه) ابن عبد ربه و كتاب «العقد الفريد»
«عمر گفت: و الّذي نفس عمر بيده، ليخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها ...! قالت له طائفة خافت اللّه و رعت الرسول في عقبه: يا أبا حفص، إنّ فيها فاطمة ...»! فصاح لا يبالي: و إن ...! و اقترب و قرع الباب، ثمّ ضربه و اقتحمه ... و بداله عليّ ...
و رنّ حينذاك صوت الزّهراء عند مدخل الدّار ... فإن هي إلّا طنين استغاثة ... [١]؛
قسم به كسى كه جان عمر در دست اوست يا بايد بيرون بياييد يا خانه را بر ساكنانش آتش مىزنم.
عدّهاى كه از خدا مىترسيدند و پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله رعايت منزلت او را مىكردند، گفتند:
ابا حفص، فاطمه در اين خانه است. بىپروا فرياد زد: باشد!. نزديك شد، در زد، سپس بر در كوبيد و وارد خانه شد.
على عليه السّلام پيدا شد ...
طنين صداى زهرا در نزديكى مدخل خانه بلند شد ... اين ناله استغاثه او بود ...!».
او در اين كتاب چنين مىنويسد:
«إنّ أبا بكر بعد ما أخذ البيعة لنفسه من النّاس بالإرهاب و السّيف و القوّة أرسل عمر و قنفذا و جماعة إلى دار عليّ و فاطمة عليهما السّلام و جمع عمر الحطب على دار فاطمة و أحرق باب الدّار! ...؛ هنگامى كه ابو بكر از مردم با تهديد و شمشير و زور بيعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتى را به سوى خانه على و فاطمه عليهما السّلام فرستاد.
عمر هيزم جمع كرد و در خانه را آتش زد ...». [٢]
[١]. عبد الفتاح عبد المقصود، على بن ابى طالب، ج ٤، ص ٢٧٦- ٢٧٧.
[٢]. الامامة و الخلافة، ص ١٦٠- ١٦١، تأليف مقاتل بن عطية كه با مقدمهاى از دكتر حامد داود استاد دانشگاه عين الشمس قاهره به چاپ رسيده (چاپ بيروت، مؤسّسه البلاغ).