پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٢ - شرح و تفسير دنياى حيلهگر!
ديگر مىگيرد) پوشندهاى است برهنه كننده (كه امروز لباس قدرت و سلامت را بر تن اهلش مىپوشاند و فردا بيرون مىآورد) آرامش و راحتى آن بىدوام، سختيهايش بىسرانجام و بلاهايش مدام است»؛ (فإنّها غدّارة غرّارة خدوع، معطية منوع، ملبسة نزوع [١]، لا يدوم رخاؤها، و لا ينقضي عناؤها، و لا يركد [٢] بلاؤها).
واژههاى «غدّاره» و «غراره» و «خدوع» هرچند از نظر معنا به هم نزديك است و به معناى فريب و نيرنگ تفسير مىشود؛ ولى در حقيقت تفاوت دقيقى با هم دارند: «غدّار» از ريشه «غدر» به معناى پيمان شكنى و «غرّار» از ريشه «غرور» به معناى فريبندگى و «خدوع» از ريشه «خدعه» به معناى حيلهگرى است و مىدانيم اين سه با هم تفاوتهايى دارند؛ هر چند غالبا لازم و ملزوم يكديگراند.
آرى! دنيا به كسى وفا نمىكند و زرق و برقش بسيارى از مردم را مىفريبد و صحنههاى مختلفش نيرنگ و خدعهگرى است.
تعبير به «معطية منوع» به يك صفت بر مىگردد؛ يعنى هنوز چيزى را به انسان نداده بازپس مىگيرد؛ دوران جوانى نگذشته، پيرى مىرسد و دوران سلامت به جايى نرسيده، علامت انواع بيماريها ظاهر مىشود.
بعضى از شارحان اين دو صفت را جداگانه دانسته و گفتهاند: دنيا عطا كننده اشياى بىارزش و منع كننده امور باارزش است. نه عطايش ارزشى دارد و نه منعش قابل تحمّل است.
در مورد تعبير «ملبسة نزوع» نيز همين دو تفسير قابل ذكر است: نخست اينكه يك وصف بيشتر است و مفهوم آن اين است كه دنيا يا يك لباس زيبايى از قدرت و عظمت در تن انسان مىكند و با فاصله كمى با دست ديگر آن را بر
[١]. «نزوع» يعنى بر كننده از ريشه «نزع» بر وزن «نذر» به معناى كندن و جدا ساختن است.
[٢]. «لا يركد» از ريشه «ركود» به معناى بىحركت و آرام بودن گرفته شده است.