پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤ - شرح و تفسير سرنوشتى كه راه فرار از آن نيست
سروصدا و قال و غوغايى باشد درميان وارثان است كه بر سر تقسيم ارث غالبا باهم به نزاع بر مىخيزند. گويى نمىدانند كه نوبت آنان نيز به زودى فرامىرسد.
سپس امام عليه السّلام در پايان اين فقره بازماندگان را به سه گروه تقسيم مىكند:
گروهى كه «از دوستان خاصّ انسان هستند؛ ولى در آن لحظه دوستى آنها اثرى ندارد (و مشكلى را حل نمىكند)»؛ (بين حميم خاصّ لم ينفع).
گروه دوم «خويشاوندان دلسوز و غمگينى هستند كه قدرت بر دف مرگ ندارند»؛ (و قريب محزون لم يمنع).
گروه سوم «دشمنان شماتتگرى هستند كه از مرگ شما جزع و فزعى ندارند (و غمى به خاطر راه نمىدهند)»؛ (و آخر شامت لم يجزع).
امام عليه السّلام در اين بخش اخير از سخنانش به مسئله مرگهاى ناگهانى؛ سكتهها و ايست قلبى يا مغزى و حوادث مختلف دردناكى كه در يك لحظه عمر انسان را پايان مىدهد، اشاره كرده است. مرگهايى كه نه موقعيّت اشخاص را مىشناسد و نه سن و سال را و همانگونه كه گذشت حتّى به سراغ پيامبران الهى نيز رفته است.
اين مرگها كه تعداد آن كم نيست، بلكه روز به روز بر تعداد آنها افزوده مىشود، بسيار عبرتانگيز است. در يك لحظه كوتاه ورق بر مىگردد و همه چيز عوض مىشود. جمعيّتها متفرّق مىگردند، دوستان غرق ماتم و عزا و دشمنان غرق شادى مىشوند.
چقدر غافل و بىخبرند كسانى كه اين گونه حوادث را ناديده گرفته و به هوسرانى و گناهان مشغولاند و يا براى به دست آوردن مال و مقام به انواع بلاها تن در مىدهند.
در كتاب خلفاء ابن قتيبه آمده است: هنگامى كه امام حسن مجتبى عليه السّلام شربت شهادت نوشيد خبر به معاويه رسيد اظهار شادى و سرور كرد و او و اطرافيانش