پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٦ - خطبه در يك نگاه
امام عليه السّلام در خطبه شقشقيه شكايت زيادى از حكومت خليفه دوم دارد و در خطبهها و برخى نامههاى نهج البلاغه از غصب خلافت، شديدا شكايت مىكند.
چگونه مىتوان آنهمه را ناديده گرفت و اين كلام مبهم و مجمل را ناظر به خليفه دوم دانست؟!
جالب اينكه طبرى [١] كه اين سخن را درباره عمر مىداند آن را از مغيرة بن شعبه نقل كرده كه از دشمنان على عليه السّلام است.
عجيب اينكه ابن ابى الحديد مىگويد: من در نسخهاى از نهج البلاغه كه به خط رضى نوشته شده بود ديدم كه در زير كلمه «فلان» عمر نوشته شده بود و اين نشان مىدهد كه رضى همچنين عقيدهاى داشته است [٢]، در حالى كه هيچ بعيد نيست كه اين نسخه (اگر اصالت داشته باشد) سالها دست اين و آن بوده و برخى اين كلمه را ذيل آن نوشتهاند.
عجيبتر اينكه ابن ابى الحديد در چند صفحه بعد از اين عبارت (يعنى صفحه ٢٠ از جلد ١٢) حديثى از ابن عباس نقل مىكند كه سابقا آن را آوردهايم و مفهومش اين است كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله مىخواست در بيمارى وفاتش صريحا نام على عليه السّلام را به عنوان خليفه و جانشين خود بنويسد و من مانع شدم.
آيا اين سخن با تفسير ابن ابى الحديد از خطبه مورد بحث، سازگار است؟!
بر فرض كه اين گفته از على عليه السّلام درباره عمر باشد، اين احتمال چندان دور نيست كه سخن جنبه جدى نداشته، بلكه براساس تقيّه بوده، به ويژه آنكه طبق روايتى كه در بالا اشاره شد، مغيرة بن شعبه پس از مرگ عمر اين سؤال را مطرح كرد. با توجّه به اينكه مغيره مرد شرورى بود و چه بسا مىخواست با اين سؤال و جواب شرى در ميان مسلمانان برپا كند حضرت به ملاحظه مصالح مسلمين اين
[١]. تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٨٥، حوادث سال ٢٣ هجرى.
[٢]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١٢، ص ٣.