پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٨ - شرح و تفسير ناپايدارى احوال جهان
محفوفة، و بالغدر [١] معروفة، لا تدوم أحوالها، و لا يسلم نزّالها [٢]).
بلاهايى كه زندگى اين دنيا را در بر گرفته، بسيار زياد و متنوّع است، بيماريهاى جسمى، بيماريهاى روانى، حوادث ناگوار اجتماعى، طوفانها، زلزلهها، سيلابها، جنگها، غارتها، حوادثى كه منجر به مرگ يا مجروح شدن اعضا مىگردد، از دست دادن عزيزان و مانند آنها.
جمله «دار بالبلاء محفوفة» اشاره گويايى است به تمام آنچه گفته شد.
غدر و بىوفايى دنيا ممكن است اشاره به اهل آن باشد كه غالبا بىوفا هستند هنگامى كه دنيا به انسان رو مىكند دوستدار و مخلصند و هرگاه پشت كرد گويى هرگز آشنا نبودند. يا اشاره به بىوفايى مواهب دنيوى است در حالىكه انسان كاملا سالم و سرحال است و تصوّر مىكند سالها اين وضع ادامه مىيابد. با پيش آمد كوچكى ناگهان سلامت و نشاط برچيده مىشود و در حالىكه اموال و ثروت فراوان، از هر سو فراهم كرده، حادثهاى پيش مىآيد كه ناگهان ورشكست مىشود و محتاج نان شب مىگردد.
ناپايدارى دنيا كه در «لا تدوم أحوالها» بيان شده، نتيجه همان بلاها و حوادث گوناگونى است كه از هر سو انسان را احاطه كرده، و در امان نبودن ساكنان دنيا كه در جمله «و لا يسلم نزّالها» آمده به سبب همان حوادث تلخ و ناپايدارى دنياست.
آرى! از «نسيمى دفتر ايّام بر هم مىخورد» و با يك گردش چرخ نيلوفرى، نه نادر به جا مىماند و نه كبكبه و دبدبه نادرى و به گفته شاعر:
|
آن مادرى كه اين همه فرزند زاد و كشت |
ديگر كه چشم دارد از او مهر مادرى! |