پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢١ - شرح و تفسير داستان اشعث بن قيس منافق
دست و پايشان مىلرزد و مىلغزند. چه كسى مىتواند ادّعا كند كه در هيچ حدّى از گرفتن امتياز در برابر هيچ حدّى از كمترين كار خلاف گرفتار لغزش نخواهد شد؟ امام مىفرمايد: من آن شخص هستم و حتّى صريحا سوگند بر آن ياد مىكند.
دليلى كه امام براى اين امر آورده بسيار قابل توجّه است، زيرا امتيازات مادّى براى كسانى اهميّت دارد كه دنيا در نظرشان بزرگ و برجسته است؛ امّا كسى كه در اوج معرفت خدا قرار گرفته و ما سوى اللّه در نظر او كم ارزش و بىمقدار است و همه دنيا از ديدگاه او همچون برگ درخت نيم جويدهاى در دهان ملخى است، دليلى ندارد كه مرتكب عصيان پروردگار و ظلم و ستمى شود.
على عليه السّلام با چشم حقيقتبين خود به باطن دنيا مىنگرد؛ او همه اين مقامها و مواهب مادى را در حال فنا و زوال مىبيند و چيزى كه ارزش آن را ندارد كه كسى به آن دل ببندد يا به دل بستنش بينديشد.
به همين دليل اگر بخواهيم ظلم و ستم، رشوهخوارى و تعدّى به حقوق ضعيفان از دنيا ريشهكن شود بايد در بالا بردن سطح معرفت انسانها نسبت به خدا و نسبت به دنيا تلاش و كوشش كنيم.
در ضمن از اين عبارات با دلالت التزامى مىتوان فهميد كه ظلم و ستم و داورى به ناحق بدترين گناه است كه حتّى در برابر به دست آوردن تمام دنيا نبايد آن را مرتكب شد.
سرانجام امام عليه السّلام با جملهاى كوتاه و بيدار كننده كه در واقع ناظر به كلّ محتواى خطبه است، سخن خود را پايان مىدهد و مىفرمايد: «به خدا پناه مىبريم از خواب رفتن عقل و لغزشهاى قبيح و زشت و در اين راه از او يارى مىطلبيم»؛ (نعوذ باللّه من سبات [١] العقل، و قبح الزّلل. و به نستعين).
[١]. «سبات» از ريشه «سبت» بر وزن «وقت» به معناى تعطيل كردن به منظور استراحت است؛ و «سبات» به از-