پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٣ - شرح و تفسير چرا بر خود رحم نمىكنى؟
از اينجا روشن مىشود آنها كه معتقدند ذكر صفت كريم در آيه فوق براى تلقين عذر به مخاطب است كه او در پاسخ بگويد: «غرّنى كرمك؛ كرمت مرا مغرور كرد» سخن نادرستى است، بلكه به عكس مىخواهد بفرمايد: با اين همه كرم و لطف الهى، اين همه نافرمانى شرمآور و فاقد هرگونه عذر و حجّت است، لذا در حديثى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله آمده: هنگام تلاوت اين آيه فرمود: «غرّه جهله؛ جهل و نادانىاش او را مغرور و غافل ساخته است». [١] سپس امام عليه السّلام به شرح اين سخن پرداخته با يك گفتار مبسوط تازيانههاى ملامت و سرزنش را بر پيكر ارواح خفته مىنوازد تا بيدار شوند و از بيراهه بازگردند. مىفرمايد: «اى انسان! چه چيز تو را بر گناهت جسور ساخته؟ و چه چيز تو را در مقابل پروردگارت مغرور كرده؟ و چه چيز تو را بر هلاكت خويش علاقهمند نموده است؟»؛ (يا أيّها الإنسان، ما جرّأك على ذنبك، و ما غرّك بربّك، و ما أنّسك بهلكة نفسك؟).
اشاره به اينكه غريزه حبّ ذات در انسان نيرومندترين غرائز است؛ انسان به طور طبيعى خود را بيش از هركس دوست دارد و هرگاه ببينيم كسى خنجر برداشته، بر سينه و بازو و پهلوى خود مىزند وحشت مىكنيم و با خود مىگوييم آيا گرفتار جنون شده است. مگر ممكن است انسان عاقل، علاقهمند هلاكت خويش شود؟ اگر انسان كمترين علاقهاى به هلاكت خويش ندارد، پس چرا گناه و غرورى كه مايه هلاكت اوست را پذيرا مىشود؟!
در ادامه سخن مىافزايد: «آيا درد تو درمان ندارد يا از اين خوابت بيدارى نيست. چرا آنگونه كه به ديگران رحم مىكنى به خودت رحم نمىكنى؟!»؛ (أما من دائك بلول [٢]، أم ليس من نومتك يقظة؟ أما ترحم من نفسك ما ترحم من غيرك؟).
[١]. تفسير مجمع البيان، ذيل آيه ٦ سوره انفطار.
[٢]. «بلول» به معناى بهبودى از بيمارى است و گاه به معناى شادابى و بىنيازى نيز آمده است.