پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٢ - شرح و تفسير عالم عجيب پس از مرگ
سپس امام عليه السّلام به نكته ديگرى در اين زمينه اشاره كرده، مىفرمايد: «اگر اخبارشان به دست فراموشى سپرده شده و خانههايشان در سكوت فرورفته، بر اثر طول زمان و دورى از محل سكونت نيست، بلكه جامى به آنها نوشانده شده كه به جاى سخن گفتن گنگ بودن و به جاى شنوايى كر شدن را به آنها داده و حركاتشان به سكون مبدّل شده است و در نگاه اوّل چنين پندارى كه همگى افتادهاند و به خواب فرورفتهاند»؛ (و ما عن طول عهدهم، و لا بعد محلّهم، عميّت أخبارهم، و صمّت ديارهم، و لكنّهم سقوا كأسا بدّلتهم بالنّطق خرسا، و بالسّمع صمما، و بالحركات سكونا، فكأنّهم في ارتجال [١] الصّفة صرعى [٢] سبات [٣]).
چه تعبير گويا و تكاندهندهاى و چه گفتار بيدارگر و هوشيار كنندهاى! آرى! آنها چنان فراموش شدند كه گويى قرنها با ما فاصله داشتند و چنان خانههاى آنها خاموش است كه گويى ساليان دراز آن رخت بربستند، در حالى كه گاه در يك لحظه كوتاه، جام مرگ را نوشيدند و همهچيز پايان گرفت.
سپس امام در تعبيرات پرمعنا و تكاندهنده ديگرى مىافزايد: «آنان همسايگانى هستند كه با يكديگر انس نمىگيرند و دوستانى كه به ديدار هم نمىروند. رشتههاى شناسايى در ميان آنها كهنه شده و اسباب برادرى، قطع گرديده است. با اينكه همه جمعاند ولى تنهايند و با اينكه دوستند از يكديگر دورند. نه براى شب صبحگاهى مىشناسند و نه براى روز، شامگاهى. (آرى!) شب يا روزى كه رخت سفر مرگ در آن بسته و از آن كوچ كردهاند براى آنها جاودان خواهد بود»؛ (جيران لا يتأنّسون، و أحبّاء لا يتزاورون. بليت بينهم عرا [٤]
[١]. «ارتجال» به معناى بيان مطلبى بدون مطالعه قبلى است و از ريشه «رجل» بر وزن «اجر» به معناى راه رفتن با پاست و از آنجا كه افراد ابداع كننده مطلبى گويى با پاى خود راه مىروند بر اين معنا اطلاق شده است.
[٢]. «صرعى» جمع «صريع» به معناى شخص يا جنازهاى است كه بر زمين افكنده شده از جمع «صرع» بر وزن «فرع» به معناى بر زمين افكندن گرفته شده است.
[٣]. «سبات» از ريشه «سبت» در اصل به معناى قطع و بريدن است سپس به معناى تعطيل عمل براى استراحت آمده است و به همين جهت به خواب نيز «سبات» گفته مىشود.
[٤]. «عرى» جمع «عروه» به معناى دستگيره است.