پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٥ - ٢ زيانهاى تملّقگويى
قدرت است و خطر بسيار بزرگى براى ولات و زمامداران و مديران محسوب مىشود، زيرا نخستين شرط مديريت آگاه بودن از واقعيّات مربوط به حوزه مديريت است و متملّقان بر روى واقعيّتها پرده مىافكنند و مشكلات را از نظر مديران و زمامداران مىپوشانند و از اين طريق مفاسد بىشمارى به بار مىآورند.
عجيب اين است كه زمامداران نالايق و گمراه نيز غالبا متملّقان را تشويق مىكنند، از حقگويى ناراحت مىشوند و از تملّق متملّقان احساس آرامشى كاذب و دردآفرين.
امير مؤمنان على عليه السّلام تملّق را بدترين درد يا درد بىدرمان شمرده مىفرمايد:
«أدوى الداء الصلف؛ بدترين درد تملّقگويى است» [١] (يكى از معانى صلف تملّق گويى و ديگرى خودستايى است).
در سخن ديگرى مىفرمايد: «إنّما يحبّك من لا يتملّقك؛ دوستان واقعى تو كسانى هستند كه به تو تملّق نمىگويند». [٢]
نيز مىفرمايد: «ليس الملق من خلق الأنبياء؛ تملّق از اخلاق انبيا نيست». [٣]
اين سخن را نيز نبايد فراموش كرد كه تملّق گاهى به صورت مستقيم و گاه غيرمستقيم، گاه با نثر و گاه با شعر و گاهى با عمل، اجرا مىشود و آثار زيانبار همه يكسان است.
(١). غرر الحكم (طبق نقل ميزان الحكمة، ماده «ملق»).
(٢). همان مدرك.
(٣). همان مدرك.