پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦٤ - ٢ زيانهاى تملّقگويى
ولى نوع دوم، درست در مقابل آن است؛ يعنى هنگامى كه افراد نالايق، مورد مدح و تمجيد قرار گيرند و يا افراد لايق، بيش از حدّ، ثناخوانى شوند و يا عوامل سياسى و حبّ و بغضها و منافع شخصى، انگيزه اين كار مىشود، بدكاران تشويق مىشوند و افراد فاضل، لايق و نيكوكار مأيوس مىگردند؛ متملّقان يكّهتاز ميدان اجتماع مىشوند و صادقان منزوى مىگردند.
در حديثى از امير مؤمنان على عليه السّلام مىخوانيم: «إيّاك و الملق فإنّ الملق ليس من خلائق الايمان؛ از تملّق بپرهيز كه با ايمان سازگار نيست». [١]
در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله آمده است: «أحثوا في وجوه المدّاحين التّراب؛ به صورت مداحان (متملّق) خاك بپاشيد». [٢]
آخرين نكتهاى كه در اين بيان فشرده ذكر آن را لازم مىدانيم اين است كه گاه مدح و ستايش جنبه مثبت دارد و واجد همه شرايط بالاست؛ ولى آثار نامطلوبى در افكار عمومى ايجاد مىكند و ممدوح، متّهم به دوست داشتن ثناخوانى مىشود كه در اينجا نيز از آن بايد اجتناب كرد و آنچه در خطبه بالا آمده، بيشتر از همين قبيل است.
٢. زيانهاى تملّقگويى
همانگونه كه اشاره شد معناى تملّق، مدح و ثناى بيش از حدّ و گزافهگويى درباره فضايل افراد براى تقرّب جستن به آنها و استفاده از مواهب مادّى آنان است حتى ذكر اوصاف برجسته واقعى يك شخص بدون اشاره به نقاط ضعف، آن هم نوعى تملّق محسوب مىشود و گاه از اين فراتر مىرود و تملّقگويان نقاط ضعف را در لباس نقاط قوت بيان مىكنند. تملّقگويى بيشتر درباره ارباب
[١]. غرر الحكم، ٢٦٩٦.
[٢]. من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ١١.