پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٥ - شرح و تفسير گسترش دامنه حقوق
مىكنند؛ ولى در مرحله عمل از هرچيز سختتر و پيچيدهتر است (چرا كه) حق به نفع كسى جريان نمىيابد مگر اينكه در برابر آن حقى به گردن او قرار مىگيرد (و مسئوليتى براى او به وجود مىآورد) و حق بر گردن كسى نمىآيد مگر اينكه به نفع او حقى بر ديگرى خواهد بود»؛ (فالحقّ أوسع الأشياء في التّواصف [١]، و أضيقها في التّناصف [٢]، لا يجري لأحد إلّا جرى عليه، و لا يجري عليه إلّا جرى له).
در واقع امام عليه السّلام در اين عبارت به دو نكته اشاره مىفرمايد: نخست اينكه همه انسانها با واژه حق آشنا هستند و هركس دم از طرفدارى حق مىزند و براى حفظ منافع خود زير چتر اين واژه قرار مىگيرد، در حالى كه هنگام عمل، براى اداى حقوق ديگران بسيار سختگير است، گويى حق را يكطرفه مىداند، لذا امام عليه السّلام در بيان نكته دوم به اين اصل اساسى اشاره مىفرمايد كه در هيچ مورد حق يك جانبه وجود ندارد؛ در همهجا بدون استثنا اگر حقّى براى كسى قرار داده شود طرف مقابل نيز حقّى بر او پيدا مىكند؛ مثلا استاد بر شاگرد خود حق دارد، زيرا او را تعليم داده و تربيت آموخته است. به يقين شاگرد نيز بر استاد حق دارد، زيرا هنگامى كه فكر و عمر و جوانى خويش را در اختيار استاد قرار مىدهد بايد در تعليم و تربيت او بكوشد و چيزى فروگذار نكند.
اگر طلبكار حقّى بر بدهكار دارد كه بايد آن را به موقع ادا كند، بدهكار نيز حق متقابلى دارد و آن اينكه اگر توان پرداخت را نداشته باشد به او مهلت دهد «وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ» [٣]
اگر مردان حقوق متعدّدى بر همسران خود دارند زنان آنها نيز حقوق بسيارى بر گردن شوهران دارند «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ» [٤]
[١]. «تواصف» از ريشه «وصف» گرفته شده و به اين معناست كه بعضى چيزى را براى بعضى ديگر وصف كنند.
در خطبه بالا؛ يعنى مردم در مقام سخن، هركدام درباره حق داد سخن مىدهند.
[٢]. «تناصف» از ريشه «نصف» بر وزن «هدف» و بر وزن «حرص» به معناى انصاف دادن گرفته شده است و معناى «تناصف» آن است كه هركس در حق ديگرى انصاف را رعايت كند.
[٣]. بقره، آيه ٢٨٠.
[٤]. بقره، آيه ٢٢٨.