پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩ - ترجمه
و لا نهى كان أو يكون و لا كتاب منزل على أحد قبله من طاعة أو معصية إلّا علّمنيه و حفظته فلم أنس حرفا واحدا ثمّ وضع يده على صدري و دعا اللّه لي أن يملأ قلبي علما و فهما و حكما و نورا؛ من همه روز يكبار بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله وارد مىشدم و همچنين هر شب، و به من اجازه مىداد هرجا باشد همراه او باشم و اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله مىدانند كه او اين اجازه را به هيچكس جز من نمىداد ... و لذا هيچ آيهاى از قرآن بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله نازل نشد مگر اينكه بر من قرائت كرد و آن را بر من خواند و به من خط خود آن را نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه و خاص و عام آن را به من آموخت و از خدا خواست كه قدرت فهم و درك و حفظ آن را به من عطا كند ... و چيزى از حلال و حرام و امر و نهى مربوط به گذشته و آينده و دستوراتى كه بر انبياى پيشين درباره اطاعت و معصيت نازل شده بود نبود مگر اينكه همه را به من تعليم داد و آن را حفظ كردم و حتى يك حرف آن را فراموش ننمودم. سپس دست خود را بر سينه من نهاد و دعا كرد كه خداوند قلب مرا پر از علم و فهم و دانش و نور كند». [١]
(١). كافى، ج ١، ص ٦٤، ح ١.