پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٨ - ترجمه
بعضى از شارحان، جمله بالا را چنين تفسير كردهاند كه گروهى از صحابه به لحاظ ابهّت و عظمت پيامبر و يا اينكه سؤالهاى متعدّد شايد حمل بر بىادبى شود، از طرح سؤال خوددارى مىكردند [١]؛ ولى اين احتمال با جملههايى كه بعد در مورد على عليه السّلام آمده است سازگار نيست، زيرا امام عليه السّلام در ادامه سخن چنين مىفرمايد: «من (اينگونه نبودم، بلكه) هرچه از خاطرم مىگذشت از آن حضرت مىپرسيدم و حفظ مىكردم (به همين دليل چيزى از فروع و اصول اسلام بر من مخفى نماند)»؛ (و كان لا يمرّ بي من ذلك شئ إلّا سألته عنه و حفظته).
و اگر مىبينيم امام عليه السّلام چنان بود كه براى هر سؤالى پاسخى آماده داشت افزون بر امدادهاى الهى و الهامات درونى هوش و استعداد فوق العاده خدا داد، ملازمت با پيامبر در ساليان دراز و روح پرسشگرى او از همه چيز سبب احاطه كامل بر تمام مسائل اسلامى بود.
سرانجام در پايان خطبه مىفرمايد: «اين است جهات مختلفى كه مردم در احاديث دارند و علل اختلاف رواياتشان»؛ (فهذه وجوه ما عليه النّاس في اختلافهم، و عللهم في رواياتهم).
در بعضى از منابع اسلامى از جمله كتاب كافى جملههاى گوياى ديگرى نيز در ذيل اين خطبه آمده، از جمله اينكه امام عليه السّلام مىفرمايد: «و قد كنت أدخل على رسول اللّه كلّ يوم دخلة و كلّ ليلة دخلة فيخلّيني فيها أدور معه حيث دار و قد علم أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله أنّه لم يصنع ذلك بأحد من النّاس غيري ... فما نزلت على رسول اللّه آية من القرآن إلّا أقرأنيها و أملاها عليّ فكتبتها بخطّي و علّمني تأويلها و تفسيرها و ناسخها و منسوخها و محكمها و متشابهها و خاصّها و عامّها و دعا اللّه أن يعطيني فهمها و حفظها ... و ما ترك شيئا علّمه اللّه من حلال و لاحرام و لا أمر
[١]. البتّه عوامل ديگرى نيز در كار بود كه مانع از طرح سؤال مىشد؛ پرداختن گروهى به عبادات به گمان اينكه فقط مأمور به عبادتند يا غرق شدن در دنيا كه انسان را از همهچيز غافل مىسازد از ديگر عوامل ترك سؤال بود.