پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤ - شرح و تفسير همرزمان سست و نادان
تسليم در برابر امر حكمين داشتند. حضرت در واقع به اين سؤال پاسخ مىدهد كه چرا تسليم توطئه عمرو عاص در بالا بردن قرآنها بر سر نيزهها و پذيرش امر حكمين شد، مىفرمايد: «اى مردم! پيش از اين، وضع من و شما آنگونه بود كه دوست مىداشتم (همه تسليم فرمان من بوديد) تا اينكه جنگ شما را خسته و درهم كوفته ساخت (نافرمانيها از اينجا آغاز شد و من چارهاى جز پذيرش پيشنهاد حكميّت نداشتم) در حالى كه به خدا سوگند اگر جنگ گروهى را از شما گرفت و گروهى را باقى گذاشت براى دشمنانتان كوبندهتر و خستگى آفرينتر بود»؛ (أيّها النّاس، إنّه لم يزل أمري معكم على ما أحبّ، حتّى نهكتكم [١] الحرب، و قد، و اللّه، أخذت منكم و تركت، و هي لعدوّكم أنهك).
اين سخن در واقع پاسخ به طرفداران ادامه جنگ است. آنها كه مىدانستند پايانش پيروزى است؛ ولى متأسّفانه در اقليّت بودند. امام در اين سخن از يك سو عذر خود را در پذيرش پيشنهاد آتشبس و قبول حكميّت در مقابل اين اقليّت بيان مىكند و از سوى ديگر اعتقاد واقعى خود را به لزوم ادامه جنگ تا پيروزى نهايى در برابر اكثريت خسته از جنگ بيان مىدارد و كثرت شهدا را مجوّز تسليم در برابر خواستههاى انحرافى دشمن نمىداند.
سپس در توضيح اين سخن مىافزايد: «من ديروز امير و فرمانده بودم؛ ولى امروز مأمور و فرمانبر شدم ديروز من شما را نهى مىكردم؛ ولى امروز شما مرا نهى مىكنيد و اين در حالى است كه شما بقاى در دنيا را (به قيمت از دست دادن پيروزى بر دشمن) دوست داريد و من نمىتوانم شما را به چيزى كه دوست نداريد وادار كنم»؛ (لقد كنت أمس أميرا، فأصبحت اليوم مأمورا، و كنت أمس ناهيا، فأصبحت اليوم منهيّا، و قد أحببتم البقاء، و ليس لي أن أحملكم على ما تكرهون!).
[١]. «نهكتكم» از ريشه «نهك» بر وزن «نهى» در اصل به معناى كهنه كردن و فرسودن است و در مواردى كه انسان به رنج و تعب شديد مىافتد و درهم كوبيده مىشود به كار مىرود.