فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٠ - ٧ سخن او با هشام
يارى كسى را كه به خدا دعوت مى كند واجب كرده است و بدانيد كه خدا ياوران خويش را يارى مى كند و خدا نيرومند و پيروز است.[١]
آگاه باشيد ما جمعيتى هستيم كه براى خدا، خشم خود را اظهار مى كنيم، و از ستمى كه بر مسلمانان وارد مى شود، انتقام مى گيريم. بر كسانى مى تازيم كه ما را از امامت و خلافت محروم كردند و با هوا و هوس و پيمان شكنى و نماز در غير وقت خود، و گرفتن زكات به صورت نادرست و پرداخت آن به نا اهلان، حكومت مى كنند، كسانى كه عبادت را به صورت غير صحيح انجام مى دهند و خمس و غنايم را نابود كرده، و از پرداخت آن به فقيران و مساكين و درماندگان خوددارى مى كنند، كسانى كه حدود خدا را تعطيل كرده و به گرفتن رشوه و پذيرش واسطه ها، اكتفا مى كنند، گروهى كه فاسقان را مقرّب و صالحان را مثله كرده و خيانت را پيشه خود ساخته و به صاحبان امانت، خيانت مىورزند. مجوس را بر مردم مسلّط كرده و سپاه خود را براى كشتن بى گناهان آماده كرده اند و آنها را در زندان براى هميشه نگه داشته اند. آن كس را كه واقع گويى كند، شلاّق مى زنند و پدر را مى كشند، امر به منكر و نهى از معروف مى كنند كه هرگز در كتاب خدا و سنت رسول او نيست.
آن گاه برخى از شما كه قلب ثابتى ندارد و به تأويل خطاهاى آنان پرداخته و مى گويد: «خدا آنان را به خلافت برگزيده است» و با اين كار مردم را از راه خدا باز مى دارد و حرام هاى خدا را زير پا مى گذارد، و اگر كسى براى خدا قيام كند، مى كشند. چه بد است جايگاه كسى كه بر خدا دروغ ببندد و يا مردم را از راه او باز بدارد يا راه كج را انتخاب كند و چه والا است مقام كسى كه خدا را اطاعت كند، و
[١] . (وَ لَيَنْصُرَنَّ اللّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللّهَ لَقَوِىٌّ عَزِيزٌ) حج: ٤٠.