فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٧ - ٣ خيزش توّابين در كوفه
سخن گفتند برخى به فضيلت سليمان بن صرد و برخى به سوابق او اشاره كردند و فرماندهى او را پذيرفتند.
در اين هنگام، چون سليمان بن صرد به عنوان رهبر نهضت به اجماع، برگزيده شد، او بار ديگر زمام سخن را به دست گرفت و در يك سخنرانى طولانى كه عصاره آن چنين است، گفت: اى حاضران! برخيزيد! خدا بر شما خشم گرفته هرگز به نزد زنان و فرزندان خود باز نگرديد تا خدا از شما راضى شود. به خدا سوگند، فكر نمى كنم كه راضى شويد مگر آن كه قاتلان حسين بن على را بكشيد. آگاه باشيد! از مرگ نترسيد. به خدا سوگند آن كس كه از مرگ ترسيد خوار و ذليل شد. برگرديد مانند بنى اسرائيل كه درباره پيامبر خود، كوتاهى كرده بودند و خطاب آمد:
(إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ).[١]
«شما با پرستش گوساله بر خود ستم كرديد، به سوى خدا بازگرديد، خود را بكشيد اين كار در پيشگاه خدا به نفع شماست...».
باز از آن ميان، «خالد بن سعد بن نفيل» برخاست و چنين گفت:
به خدا سوگند اگر بدانم خودكشى من، مرا از گناه پاك مى كند و خدايم از من راضى مى شود خودم را مى كشم، ولى اين مطلب از آن بنى اسرائيل است كه به آن مأمور شدند و ما از آن، نهى شده ايم، خدا و حاضران را گواه مى گيرم، من هر چه را كه دارم به جز شمشيرم كه با آن مى جنگم، در اختيار مسلمانان مى گذارم تا به
[١] . بقره: ٥٤ .