فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١٣ - كوفه در آستانه انقلاب
بنى اميه بود و سپس قاضى بنى عباس شد. او همراه با منصور بن معتمر با زيد بيعت كرد، ولى به خاطر گرفتارى، موفق به مشاركت در نهضت نشد، و همچنين شخصيت هاى ديگرى از محـدّثان و فقيهـان، دست بيعت به او داده بودند كه
براى تفصيـل اسامى آنـان و همچنين اسامى كسانى كه به عنوان مبلغ و داعى
به اطراف و اكناف اعزام شده بودند به كتاب بحوث فى الملل و النحل مراجعه شود.[١]
توطئه براى شكست نهضت
سرانجام، انقلاب زيد كم كم به آغاز خود نزديك مى شد و بر اثر دعوت مبلغان، گروه هايى به او مى پيوستند ولى مفسدان و مزدوران دستگاه اموى كه مى خواستند اين نهضت ناكام بماند، به حيله هايى متوسل مى شدند، مثلاً سؤال مى كردند كه نظر شما درباره شيخين چيست؟ اگر او به ستايش آنها برمى خاست، شيعيان از او دور مى شدند و اگر نكوهش مى كرد، اهل سنت از او روى برمى گرداند. او به نحوى پاسخ اين پرسش ها را مى داد كه تفصيل آن، فعلاً براى ما مطرح نيست.
كوفه در آستانه انقلاب
در دوران حكومت هشام بن عبدالملك عراق، دربست در اختيار عاملان او بود، رئيس «حيره» كه شهرى است بين كوفه و نجف در اختيار «يوسف بن عمر» و شهر كوفه در اختيار «حكم بن صلت»، و رئيس پليس «عمروبن عبدالرحمان»
[١] . سبحانى، جعفر، بحوث فى الملل و النحل، ج٧، ص ٢٩٨ تا ٣٠٣.