فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٩ - فصل دوم جنبشهاى باطنى در عصر امام صادق(عليه السلام)
كشى از حماد بن عثمان روايت مى كند كه شنيدم امام صادق(عليه السلام) به مفضل بن عمر جعفى مى فرمود: اى كافر! اى مشرك! با پسرم چه كار دارى؟ ـ مقصود وى اسماعيل فرزندش بود ـ كه مفضل هميشه نزد او رفت و آمد مى كرد و همان عقيده خطابيه را درباره او داشت، و سپس از آن عقيده، بازگشت. اين نشان مى دهد كه مذهب اسماعيلى در دامان خطابيه رشد كرد هر چند همه عقايد آنها را نپذيرفت.
مدارك تاريخى ديگرى نيز اين حقيقت را ثابت مى كنند:
١. نوبختى مى نويسد: پس از كشته شدن أبوالخطاب پيروان او از مردم كوفه و جاهاى ديگر، به محمد بن اسماعيل رجوع كردند و امامت او را پذيرفتند و بر آن باقى ماندند. اين گروه از «غُلاة»، پس از آن، به گروههاى بسيارى تقسيم شدند. برخى مدعى شدند كه روح امام جعفر صادق(عليه السلام) در أبوالخطاب حلول كرده است و پس از غيبت أبى الخطاب، اين روح به محمد بن اسماعيل منتقل شده است و فرقه مباركيه نيز از آنان جدا شد كه بعدها پيروان آن را «قرامطه» ناميدند.[١]
٢. تقسيم امام به صامت و ناطق يكى از عقايد اصلى اسماعيليه است، خطابيه نيز اين تقسيم را دارند.[٢]
٣. مقريزى مى نويسد: پيروان خطابيه همه براين عقيده اند كه امامان مانند على بن أبى طالب(عليه السلام) و فرزندانش، همه پيامبر بوده اند. و در هر زمانى دو پيامبر
[١] . نوبختى، فرق الشيعة، ص ٦٩-٧١.
[٢] . اشعرى، مقالات الاسلاميين، ص ١٠-١٣.