فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٥ - حلقات مناظره ميان اماميه و زيديه فصل بيستم
اين مطلب را به شيخ مفيد گزارش مى كنند، او در جلسه درس خود، سخن را چنين آغاز مى كند:
جوانى از اولاد انصار، كه به درس ما مى آيد و علم كلام مى آموزد، به من خبر داد كه ديشب با طبرانى يكى از بزرگان زيديه ديدارى داشتم، او به من چنين گفت: شما اماميه با آن كه با حنابله موافق نيستيد ولى در سه مطلب با آنها هماهنگ و همگام هستيد و آن سه مطلب را بازگو كرد، شيخ مفيد پاسخ داد:
اى جوان! برو به او بگو، اگر اعتماد بر خواب(در شرايط خاصّى) نشانه حنبلى بودن باشد، پس همه مسلمانان كه به قرآن معتقدند حنبلى خواهند بود، زيرا يوسف خوابى را ديد و آن را به پدرش گفت و او نيز از تعبير خواب يوسف آگاه شد و به او سفارش كرد كه به كسى در اين باره چيزى نگويد به اين صورت:
(إِذْ قَالَ يُوسُفُ لاَِبِيهِ يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ).[١]
(قَالَ يَا بُنَىَّ لاَ تَقْصُصْ رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ).[٢]
(به خاطر بياور) هنگامى را كه يوسف به پدرش گفت: «پدرم! من در خواب ديدم كه يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مى كنند!»
گفت: «فرزندم! خواب خود را براى برادرانت بازگو مكن، كه براى تو نقشه (خطرناكى) مى كشند; چرا كه شيطان، دشمن آشكار انسان است.
(وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانِ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَ قَالَ الاْخَرُ
[١] . يوسف: ٤.
[٢] . يوسف: ٥.