فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣ - نظر ما درباره سال تولّد او
٣ .ابوالقاسم على خزاز از زيد بن على نقل مى كند كه من خدمت پدرم على بن الحسين بودم، جابر بن عبدالله وارد شد و برادرم امام محمد باقر(عليه السلام) از يكى از اتاق ها بيرون آمد و مورد توجه جابر قرار گرفت، آنگاه جابر گفت: نشانه هاى بدنى او همان نشانه هاى رسول خدا است. و پرسيد: اسم تو چيست؟ گفت: «محمد»، پرسيد فرزند كى؟ گفت: «فرزند على بن الحسين». گفت: تو همان باقر هستى، آنگاه گريست و خود را بر امام باقر(عليه السلام) افكند و سر و دست او را بوسيد و گفت: رسول خدا به تو سلام مى رساند. فرمود: «بر رسول خدا بهترين سلام و بر تو اى جابر نيز سلام باد». آنگاه داستان خود را در مورد امام باقر(عليه السلام) چنين نقل كرد: رسول خدا به من گفت: اگر يكى از فرزندانم به نام امام باقر(عليه السلام)را درك كردى به او سلام برسان او همنام من است و شبيه ترين مردم به من. دانش او دانش من و داورى او داورى من است. هفت نفر از فرزندان او امامان نيكوكارند، هفتمين آنها مهدى است كه روى زمين را از عدل و داد پر مى كند، پس از آن كه از ستم پر شده باشد. سپس اين آيه را تلاوت كرد:
(وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَ أَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَ إِقَامَ الصَّلَوةِ وَ إِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَ كَانُوا لَنَا عَابِدِينَ).[١]
«آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى كردند و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرديم، آنان فقط ما را مى پرستيدند».
[١] . انبياء: ٧٣; الخزاز، كفاية الأثر فى النص على الأئمة الاثناعشر، ص ٢٩٨.