فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٤ - نامه عبدالملك بن مروان به على بن الحسين(عليهما السلام)
نامه عبدالملك بن مروان به على بن الحسين(عليهما السلام)
عبدالملك بن مروان دومين خليفه از سلسله مروانى، جاسوسى در مدينه داشت كه رويدادهاى مدينه را به وى گزارش مى كرد.
وى به عبدالملك نوشت: على بن الحسين كنيزى داشته و او را آزاد كرده سپس با او ازدواج نموده است، عبدالملك، نامه اى به على بن الحسين(عليه السلام) نوشت و در آن، از اين عمل، انتقاد كرد كه شنيده ام با كنيز آزاد شده خود ازدواج كرده اى. مى دانى كه در ميان خاندان قريش، كسانى هستند كه هم شأن تو هستند و ازدواج با آنها سبب بالا رفتن منزلت تو مى شود و مى توانى فرزندان نجيبى از آنها به بار آورى. پس با اين كار، نه به خود نگريستى و نه به فرزندان خود.
على بن الحسين(عليه السلام) در پاسخ نوشت: «نامه تو به من رسيد و در آن، ازدواج مرا، با كنيزِ آزاد شده خودم نكوهش كرده بودى، تو تصور كردى كه در خاندان قريش، زنانى هستند كه به وسيله وصلت با آنها، منزلت من بالا مى رود، و فرزندان نجيبى به بار مى آورم، ولى بدان كسى برتر از رسول خدا در جهان نيست و كسى در بزرگوارى بالاتر از وى نمى تواند باشد(و من به وسيله پيوند نسبى با او به بالاترين درجه از افتخار رسيده ام و نيازى به كسب افتخار ندارم) همسر مورد نظر، كنيز من بود، و من او را آزاد كردم، و من با اين كار، اميد پاداش را از خداوند دارم، سپس او را طبق سنّت پيامبر به خود باز گرداندم، هر كس در راه خدا پاك و پاكيزه باشد، اشكالى بر او وارد نيست، خداوند به وسيله اسلام، ما را بالا برده و نارسايى ها را تكميل كرده است و نكوهش را از ما زدوده است. نكوهشى بر مرد مسلمان نيست، نكوهش بر كسانى است كه از جاهليت پيروى مى كنند».