فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٣ - ٨ نامه او به علماى اسلام
از قيام را به روشنى بيان كرده و به نكوهش علماى ساكت پرداخته است و به خاطر اهميت اين نامه ما به ترجمه آن با تمام گستردگى پرداختيم، ولى در ترجمه محتوا را به محتوا ترجمه كرديم و از ترجمه تحت اللفظى پرهيز نموديم. چه بسا جمله اى در عصر امام زيد معنى خاصى داشته كه نمى توان آن را با ترجمه تحت اللفظى بيان كرد و لذا به ترجمه محتوا بسنده كرديم.
او نامه اى به علماى اسلام نوشته و حجّت را بر آنها تمام كرده است. وى نامه خود را پس از حمد خدا و صلوات بر محمد(صلى الله عليه وآله) و آل او چنين آغاز مى كند:
اين نامه از زيد بن على فرزند پيامبر خدا، به علماى امّت اسلامى كه حجّت خدا بر آنان تمام شده است. درود بر پذيرندگان ولايت خدا و حزب او، من شما را به اطاعت خدا و تقوا و فرمانبردارى از او سفارش مى كنم، اطاعت خدا را به بهاى ناچيز نفروشيد. هر چيزى را كه در دنيا انتخاب كنيد و براى آن بكوشيد نمى تواند جاى اين مقام و منزلت را كه عالمان پاسدار و نگهدار امانت خدا دارند پر كند، زيرا سرانجام، از آن پرهيزكاران است و افسوس و پشيمانى و بدبختى، بهره ستمكاران و گنهكاران خواهد بود.
بندگان خدا! درباره گذشتگان بينديشيد و عبرت بگيريد، گذشتگانى كه خدا با آنها اين امّت را پند داده است، آنگاه كه دانشمندان يهودى و مسيحى را نكوهش كرده و فرموده است:
(لَوْلاَ يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَصْنَعُونَ).[١]
[١] . مائده: ٦٣.