فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٣ - نظر ما درباره گفتار ابن ابى الفوارس و ذهبى
نظر ما درباره گفتار ابن ابى الفوارس و ذهبى
سخن ابن ابى الفوارس كه مذهب او را به خبث توصيف كرد، علّتى جز اين ندارند كه عبدالعزيز پيرو اهل بيت(عليهم السلام) بوده و از كسى كه براى سرنگونى بنى اميه خروج كرد پيروى مى كرد ولى كسانى كه مذهب آنها مماشات با ظالمان و سكوت در برابر ستمگران است و اين كه نبايد بر ظالم خروشيد، با مذهب عبدالعزيز بن اسحاق در تناقض است، و لذا مذهب او را به خبث و مذهب خود را به طيب توصيف كرده است.
امّا اينكه ذهبى، تفسير او را تاريك و متن آن را مبهم انديشيده چون ذهبى هر چند تظاهر به تجسيم نمى كند، اما در باطن از مجسمه است و از آنها طرفدارى مى كند. او در كتاب خود «سير اعلام النبلاء» آنگاه كه به ترجمه افراد پيرو مجسمه و مشبهه مى رسد بسيار سخن سرايى مى كند و به اين زودى از ترجمه آنها فارغ نمى شود ولى آن گاه كه به ترجمه عالمان منزّه از تجسيم مى رسد، هر چه سريع تر ترجمه را به پايان مى رساند، و اين در صورتى است كه سمى در آن نريزد.
تا اين جا با نظريه اهل سنت درباره عبدالعزيز بن اسحاق آشنا شديم، امّا رجالى هاى شيعه از او انتقاد مى كنند. شيخ در رجال خود مى گويد: عبدالعزيز اسحاق، زيدى كوفى است و تلعكبرى از او در سال ٣٢٦ نقل روايت كرده است.[١]
ابن داوود در رجال خود، او را در بخش دوم آورده، و مقصود از بخش دوم،
[١] . طوسى، الرجال، ص ٤٨٣، رقم ٣٧ در باب، من لم يرو عنهم(عليهم السلام) .