فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١٠ - آمادگى براى شهادت
برنمى خيزد، بلكه براى بيدار كردن جامعه و تحريك آنان براى قطع ريشه ناپاك، ولو با شهادت خويش دست به خيزش مى زند، دليل بر اين كه او آماده شهادت بود، متعدد است، از جمله:
١. آهنگ شهادت را از پدر و جد بزرگوار خود شنيده بود، حتى پدرش امام سجاد(عليه السلام) در حالى كه او را در آغوش گرفته بود، چنين گفت: تو را در پناه خدا قرار مى دهم از اين كه همان زيد به دار آويخته در سرزمين «كناسه» باشى، او اين سخن را از برادرزاده خود، امام صادق(عليه السلام) شنيده بود، با اين پيشگويى ها، چگونه مى توان گفت: او براى سلطنت و حكمرانى به پاخاسته است، در حالى كه معصومان، از شهادت او خبر داده بودند.
٢. گروه هايى كه با او بيعت كرده بودند، غالباً به نفاق و دورويى و فرار از جبهه جنگ معروف بودند، هر چند همه مردم كوفه چنين نبودند و در ميان آنان قهرمانان و دليران بزرگى بودند كه بر جبين روزگار، شهادت و قهرمانى خود را نوشته بودند.
دلبستگى به اين گروه ها كار انسان هاى بسيار ساده لوح است، نه حكيمى مانند زيد كه بر آنها تكيه كند و جدّاً خواهان سرنگونى دولتى و ايجاد دولتى ديگر باشد كه خود او در رأس آنها قرار گيرد.
مردم شام با مردم كوفه تفاوت ريشه اى داشتند، مردم شام، غالباً يكدست بودند و در سرزمينى زندگى مى كردند كه ساليان درازى مستعمره روم بود، در حالى كه كوفه، قبل از خلافت عمر بن خطاب، نقطه كوچكى بود و در زمان وى به صورت شهرى درآمد كه جمعيت آن نوعاً مهاجر و خانواده هاى سربازان