فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٥ - عبادت و تهجد زيد
نخواهى ديد. از خواب بيدار شدم و اين ناله را سر مى دادم.[١]
٢ . از يحيى بن زيد نقل شده كه او پيراستگى و نيايش پدر را چنين توصيف مى كرد: او در روز آنچه كه مى خواست نماز مى گزارد، هنگامى كه تاريكى شب همه جا را مى پوشاند، كمى مى خوابيد، سپس برمى خاست و در دل شب تا آنجا كه خدا بخواهد نماز مى گزارد، آنگاه مى ايستاد و خدا را مى خواند، و در برابر او گريه و زارى مى كرد و اشكِ چشمش تا طلوع فجر جارى بود. آنگاه كه فجر طلوع مى كرد، سجده مى كرد و نماز صبح را مى خواند، آنگاه براى تعقيب تا بلند شدن آفتاب مى نشست، بعداً براى رفع نيازهاى زندگى خود، بيرون مى رفت.
نزديكى هاى ظهر مى آمد و در مصلاى خود مى نشست و خدا را تسبيح مى گفت، به هنگام نيمروز، نماز ظهر را مى خواند و مى نشست، پس از مدتى نماز عصر مى خواند، بعد از آن قدرى به تعقيبات نماز مى پرداخت، سپس سجده طولانى مى كرد، آنگاه كه آفتاب غروب مى كرد، نماز مغرب و عشا را مى خواند.
از يحيى پرسيدند: آيا او همه روزها را روزه بود؟ گفت: نه، در هر سال سه ماه روزه مى گرفت و در هر ماه سه روز روزه بود. آنگاه يحيى بن زيد، دفترى را درآورد كه در آن دعاهاى امام سجاد(عليه السلام) بود.[٢]
٣ . ابوالفرج اصفهانى به سندى از محمد بن فرات نقل مى كند كه من زيد بن على را ديدم كه در پيشانى او آثار سجده بود، و در انگشتر او اين جمله ثبت شده بود: «إصبر تؤجر و تَوقَّ تنجُ».[٣]; «شكيبا باش تا پاداش يابى، و بپرهيز تا رهايى يابى».
[١] . فرات بن ابراهيم، تفسير، ص ٤٣٥.
[٢] . الخزاز قمى، كفاية الاثر، ص ٣٠٤ـ ٣٠٥.
[٣] . ابوالفرج اصفهانى، مقاتل الطالبيين، ص ٨٧ـ ٨٩.