فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٣ - ٣ مناظره سوم با هشام
ابى طالب(عليه السلام)باشد، چه چيزى كم دارد؟» هنگامى كه سخن زيد به اينجا رسيد، هشام از جا پريد و شاميان نيز به پيروى از او، از جا پريدند. آنگاه هشام به كارپرداز خود گفت: «زيد امشب در پايتخت ما نخوابد و از اين شهر بيرون برود». زيد، آن شهر را ترك گفت در حالى كه اين جمله را زمزمه مى كرد: «هر كس كه تيزى شمشير را، ناخوش دارد، خوار مى گردد».[١]
٣. مناظره سوم با هشام
خالد بن صفوان يمامى مى گويد ما هنگامى كه زيد بن على در رصافه[٢]زندگى مى كرد به نزد او آمديم، همراه ما گروهى از مردم شام بودند و در ميان آنان، فرد سخنورى بود كه اهل شام او را گرامى مى داشتند و با زيد بن على درباره «جماعت» سخن گفتيم و يادآور شديم كه خدا هميشه با اكثريت است و اكثريت، حجّت خدا بر ديگران هستند و «اقليت» اهل بدعت و گمراهى هستند(يعنى اكنون كه اكثريت مسلمانان زير سلطه بنى اميه هستند، پس بنى اميه بر حق هستند و بنى هاشم كه از آنها جدا شده اند و در اقليت هستند بر باطل هستند).
در اين هنگام، زيد آماده سخن گفتن شد، خدا را سپاس گفت و بر پيامبر درود فرستاد آنگاه سخنرانى خود را به گونه اى ايراد كرد كه هرگز گوش قريش سخنى به آن بلاغت و شيرينى، و استدلالى به آن استوارى و دليلى به آن نيرومندى نشنيده بود، سپس كتابى را به ما نشان داد كه عقيده خود را درباره اكثريت و اقليت در آن بيان كرده بود و يادآور شد: هر كجا خدا درباره اكثريت
[١] . مفيد، الارشاد، ص ٢٦٨، جاحظ، البيان و التبيين، ص ٤٩ـ ٤٨.
[٢] . رصافه شهرى است در شام، كه حدود ٤٠كيلومتر با فرات فاصله دارد.