فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٥ - ٣ خيزش توّابين در كوفه
٤ . عبدالله بن وال تيمى
٥ . رفاعة بن شدّاد بجلى
اين چهار نفر اخير در منزل سليمان كه از ياران برگزيده امام على(عليه السلام) بود و از سران شيعه به شمار مى رفت، گرد آمدند، وقتى همگى نشستند، شخصيت دوم به نام مسيّب برخاست و چنين گفت:
ما در طول زندگى، با آزمايش هاى گوناگون، روبرو شديم، از خدا مى خواهيم كه ما را از مصاديق آيه ياد شده در زير قرار ندهد آنجا كه مى فرمايد:
(أَوَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ مَا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جَاءَكُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ نَصِير).[١]
«آيا شما را چندان عمر نداديم كه هر كس مى خواست در آن مقدار از عمر متذكر شود، متذكر مى شد، و آيا بيم دهنده اى به سوى شما نيامد؟ پس بچشيد براى ستمگران هيچ ياورى نيست».
اميرمؤمنان(عليه السلام) كه سلام خدا بر او باد فرمود: «خدا فرزندان آدم را تا شصت سالگى معذور مى شمارد، و در عمر بالاتر از آن عذر پذيرفته نمى شود» در ميان ما كسى نيست مگر اين كه به اين سنّ و سال رسيده است. ما فكر مى كرديم كه روح و روان خود را تزكيه كرده ايم خدا بهترين ما را آزمايش كرد و دروغگو در آمديم.
او نامه هايى به ما نوشت و نمايندگان او به نزد ما آمدند و حجت را بر ما تمام كردند و آشكار و پنهان از ما كمك خواستند ولى ما از بخشيدن جان خود در راه او بخل ورزيديم تا اين كه در بيخ گوش ما كشته شد، نه او را كمك كرديم و نه با
[١] . فاطر: ٣٧.