فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٢٧ - ٦ العاضدلدين الله (٥٤٦-٥٦٧)
گونه هاى مختلف مورد تحقير و اهانت قرار مى دادند.مرى پادشاه فرنگيان شهر بلبيس را گرفت. در اين هنگام العاضد، به فرمانرواى شام «نورالدين محمود بن زنگى» نامه نوشت و از او درخواست كرد كه به اعزام نيرو، اسلام و مسلمانان را در مصر نجات دهد.
او نيز فرمانده خود «اسدالدين شيركوه» را با سپاهيان بسيارى به مصر فرستاد. فرنگيان چون ديدند كه نيروهاى شيركوه به سوى مصر مى آيند، در هفتم ربيع الثانى از قاهره عقب نشينى كردند. شيركوه به قاهره آمد. عاضد او را بسيار احترام كرد و به عنوان وزير خود برگزيد. او نيز دو ماه و پنج روز، وزارت كرد و بسيار مورد احترام عاضد بود و در١٢ جمادى الثانى درگذشت. عاضد كارها را به «صلاح الدين يوسف بن ايوب» سپرد. صلاح الدين تصميم گرفت قدرت را از اسماعيليان بگيرد، و با خرج كردن همه اموال عاضد، او را به افلاس كشاند و قدرت را از اميران و قضات شيعه گرفت و اموال آنان را مصادره كرد و بستگان خود را از شام طلبيد و آنها را برسر كار آورد. و به اين ترتيب عاضد روز به روز ضعيف تر شده در بيست و يك سالگى بيمار شد و در گذشت. وى آخرين خليفه فاطمى در مصر بود و با درگذشت وى، مدت حكومت فاطميان در مصر كه ٢٧٢ سال در مغرب و مصر و ٢٠٨ سال در قاهره بود به پايان رسيد.[١] ولى كارنامه درخشانى از اقدامات آنان و رفتار نيك و آزادانديشى آنان باقى ماند كه نمونه هايى از آن دانشگاه الازهر و مساجد و ساختمانهاى بسيار است آنان مردم مصر را وادار به پذيرش تشيع نكردند و همه طوايف را در اداره كشور شريك
[١] . مقريزى، الخطط، ج١، ص ٣٥٨-٣٥٩; ابن خلكان، وفيات الاعيان، ج٣، ص ١٠٩-١١٢; الذهبى، سيراعلام النبلاء، ج١٥، ص ٢٠٧-٢١٥.