فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٩ - مختار كيست؟
مى دهد و آن اين كه مختار، به كمك امام(عليه السلام) شتافت، ولى او را دستگير كردند و به زندان انداختند.
تاريخ نگاران مى نويسند: او به هنگام حادثه عاشورا در زندان عبيدالله بن زياد بود تا اين كه «عبدالله بن عمر» شوهرخواهر مختار نامه اى به يزيد بن معاويه نوشت و از او درخواست كرد كه او را آزاد كند. عبيدالله بن زياد او را آزاد كرد مشروط بر آن كه پس از سه روز، عراق را به سوى حجاز ترك كند و گرنه به زندان باز مى گردد.[١]
مختار به ناچار عراق را به عزم حجاز ترك گفت و پنج ماه در آنجا اقامت گزيد و با عبدالله بن زبير مذاكره كرد تا بر حكومت يزيد شورش كند، و در اين نقطه، همه مخالفان حكومت اموى، سخن يكسانى داشتند، هم عبدالله بن زبير و هم خوارج و هم شيعيان.
او هر چند، در تحريك عبدالله بن زبير براى نبرد با شاميان، مؤثر بود حتى خود او نيز در سپاه ابن زبير مقامى داشت، ولى در اين نبرد، شاميان غالب بودند و به ناچار او به مكه مكرمه برگشت.
وقتى كه خبر مرگ يزيد به مكّه رسيد، او فرصت را مغتنم شمرد تا بار ديگر به عراق بيايد و به كمك شيعيان، انتقام حسين بن على(عليهما السلام) را بگيرد، او به كوفه آمد و با ترتيب مجالسى در آن گريه ها و ناله ها سر مى داد، تا اين كه جمع كثيرى به او پيوستند. تفاوتى كه با انقلاب توّابان داشت اين بود كه آنان با نظام اموى جنگيدند نه با قاتلان و مرتكبان جرائم جنگى، در حالى كه نظر مختار دستگيرى و انتقام از كسانى بود كه دستشان به خون شهيدان كربلا آلوده بود.
[١] . يعقوبى، تاريخ اليعقوبى، ج٢، ص ٢٥٨; طبرى، تاريخ الطبرى، ج٤، ص ٤٤١ـ٤٤٢.