فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٢٩ - هرگز زيد از نظر اصول و معارف، معتزلى نبودفصل هفتم
١. اواخر قرن اوّل و اوائل دوم به بعد، مدينه پايتخت علم و دانش و مركز عالمان و متفكران و در رأس آنان، امام باقر(عليه السلام)، و پس از وى شيخ هاشميان عبدالله بن حسن بن حسن، بود و در اين مركز محدّثان و مفسران زيادى زندگى مى كردند. در اين صورت، دليلى نداشت كه زيد بن على(عليه السلام) مركز علم و دانش را رها كند و رهسپار بصره گردد كه آن جا فقط مركز ادبى و لغوى بود و سپس مركز آراء و نِحل گشت. اگر زيد در زادگاه خود به گمشده خويش دسترسى نداشت، جا داشت زادگاهش را به عزم نقاط ديگر ترك كند.
٢. در بررسى هاى پيشين ثابت كرديم زيد انقلابى در سال ٦٧ هجرت ديده به جهان گشوده و واصل بن عطا در سال هشتاد هجرى به دنيا آمده است، بنابراين زيد قريب چهارده سال از او بزرگتر است، اگر بنا باشد، زيد نزد كسى تلمّذ كند بايد نزد «حسن بصرى» درس بخواند نه واصل بن عطا كه شاگرد حسن بصرى است و نيز اگر بنا باشد احكام و معارف بياموزد بايد سراغ ابوهاشم، فرزند محمد بن حنفيه برود كه او نيز استاد واصل بن عطاست، بنابراين در دست واصل چيزى نبود كه دست زيد از آن كوتاه باشد. او هر چه را آموخته يا از حسن بصرى برگرفته يا از ابوهاشم فرزند محمد بن حنفيه، بنابراين، چرا بايد دو استاد بزرگ را ترك كند و به سراغ شاگرد او برود!
چيزى كه واصل بن عطا را در جهانِ آن روز مشهور ساخت، اصولى است كه آنها را از ابوهاشم فرا گرفته، و او نيز از پدرش محمد بن حنفيه و او هم از وصى پيامبر(صلى الله عليه وآله) امام على(عليه السلام) آموخته است. اصولى كه او به وسيله آنها مشهور گشت، عبارتند از:
١. توحيد (تنزيه خدا از تشبيه و تجسيم و حركت و نزول).