فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢١٥ - كوفه در آستانه انقلاب
كنندگان، دور او جمع شدند، هنگامى كه پرچم هاى برافراشته را در اطراف خود ديد، گفت، سپاس خدايى كه دين ما را كامل كرد، در حالى كه من از رسول خدا شرم داشتم كه به نزد او بروم در حالى كه امّت او را امر به معروف و نهى از منكر نكرده باشم.
خالد بن صفوان مى گويد: در آن لحظه از زيد شنيدم كه فرمود: اى مردم بر شما باد جهاد. جهاد پايه دين و عمود خيمه اسلام است، و مشعل ايمان است. بدانيد مردمى كه جهاد را ترك كردند، خوار و ذليل شدند.[١] سخنان او براى تحريك ياران خود، در اين لحظه فراوان است.
او مركز انقلاب خود را به بيرون كوفه منتقل كرد و نشانه اين بود كه هرگاه نى بلندى را كه بر سر آن آتش است ببينند از هر جا كه هستند به سوى آن بيايند. به هنگام صبح كه اين برنامه آغاز شد، از مجموع بيعت كنندگان، فقط ٢١٨ نفر حاضر شدند، بقيه يا از ترس نيامدند و يا در مسجد در محاصره بودند. او به سوى كوفه حركت كرد، در حالى كه اين جمعيت كم، از او حمايت مى كردند. آتش جنگ بين دو گروه شعلهور شد، امّا بر اثر نبودن يك برنامه دقيق در اندك زمانى، ياران زيد شكست خوردند و تنها جمعيّت كمى باقى ماندند ولى در عين حال جنگ ميان دو گروه تا غروب ادامه داشت و خود زيد هم در اين حالت، مجروح شد، ولى در عين حال اين رجز را مى خواند:
أذُلُّ الحياةِ و عِزُّ المماتِ؟