فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٤ - خطابه سليمان در ميان جمع پنجهزار نفرى
فرداى آن روز، لشكر عظيمى از شام به هم پيوستند و با توابان درگير شدند، جنگ بسيار شديدى ميان هر دو درگير شد كه فقط به هنگام نماز از هم فاصله مى گرفتند، به هنگام غروب، مجروح از دو طرف فراوان بود، ولى پيوسته مبلّغان ياران سليمان را به مقاومت تشويق مى كردند.
فرداى آن روز كه روز جمعه بود، سپاه شام با يك حمله سراسرى به سمت توّابان يورش بردند. كثرت سپاه آنان سبب شد كه توّابان را از هر طرف محاصره كنند، در اين هنگام، سليمان به ميان ياران خود آمد و گفت: بندگان خدا! آن كس كه مى خواهد به سوى خدا برود و با توبه از او آمرزش بخواهد، به سوى من آيد و غلاف شمشير خود را شكست و گروهى نيز چنين كردند و به سوى دشمن پيش روى كردند و با آنان به نبرد برخاستند و كشتار عجيبى به راه افتاد. فرمانده سپاه از پايدارى آنان به شگفت آمد و راه ديگرى را در پيش گرفت، به پياده نظام دستور داد آنان را تيرباران كنند و پيوسته دايره محاصره را تنگ مى كردند تا اين كه سليمان كشته شد. پس از شهادت او مسيّب بن نجبه پرچم را به دست گرفت و بر سليمان رحمت فرستاد و او نيز پس از اندكى كشته شد، آنگاه به دستور پيشين سليمان، پرچم را عبدالله بن سعد به دست گرفت و هر دو فرمانده پيشين ترحّم جست و اين آيه را خواند:(فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً)[١].
در حالى كه توّابان به فرماندهى عبدالله بن سعد مشغول نبرد بودند، خبر خوبى به آنان رسيد كه ١٧٠ نفر از اهل مدائن و ٣٠٠ نفر از اهل بصره به راه افتاده اند كه شما را كمك كنند، كسانى كه اين خبر را آورده بودند، وضع رقّت بار
[١] . احزاب: ٢٣.