فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٦ - خطابه سليمان در ميان جمع پنجهزار نفرى
مغرب، از طرف شرحبيل بن ذى كلاع به آنان امان داده شد، آنان در پاسخ گفتند: ما در دنيا در امان بوديم، آمده ايم تا امان آخرت را بجوييم، آنگاه كه تاريكى شب همه جا را فرا گرفت، رفاعه افرادى كه اسبشان پى شده يا مجروح شده بودند را در ميان افراد خود تقسيم كرد، آنگاه در تاريكى شب از مسيرى كه آمده بودند برگشتند، وقتى به قرقيسا رسيدند صاحب قلعه به نام زفر سه روز آنان را ميهمان خود ساخت و سپس از آنجا به كوفه برگشتند، در اين هنگام، مختار در زندان بود، از اخبار آنان آگاه شده بود، به آنان پيغام داد و گفت: خوشا به حال كسانى كه پاداش بزرگى نصيب آنها شده است، سوگند به خداى كعبه در هر گامى كه برداشتيد و هر بلندى كه پشت سر نهايد، اجر و پاداشى نصيب شما شده و ثواب خدا از همه دنيا بالاتر است. سليمان بن صرد درگذشت، و خدا او را با پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان محشور كند.
سپس كلام خود را با اين جمله به پايان رساند:
آماده باشيد، من شما را به اين بشارت مى دهم، به كتاب خدا و سنّت پيامبر و خونخواهى اهل بيت و دفاع از ضعيفان دعوت مى كنم.[١]
ما در اين جا سرگذشت توابان را به صورت مبسوط نقل كرديم، اين انقلاب درخشان و همت بلند و فداكارى آنان در راه خدا بود، به آنان امان داده شد، ولى امان آنان را نپذيرفتند و مصداق آيه (صدقوا ما عاهدوا الله عليه) بودند. همگان به عهدى كه بسته بودند، عمل كردند به جز گروه اندكى از آنان كه پس از يأس از پيروزى به جايگاه خود باز گشتند.
مرحوم شيخ محمد مهدى شمس الدين لبنانى در كتاب خود به نام «ثورة
[١] . ابن اثير جزرى، كامل فى التاريخ، ج٤، ص ١٧٥ـ ١٨٦.