فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٦ - ٣ خيزش توّابين در كوفه
زبان از او دفاع كرديم و نه با اموالمان به تأييد او پرداختيم و نه از اقوام و عشيره خود براى او كمك خواستيم. عذر ما در پيشگاه خدا و به هنگام ديدار پيامبرمان چيست؟ در حالى كه فرزند دلبند او و ذرّيه و نسل او كشته شدند.
اكنون زمان امتحان دوّم فرا رسيده است; به خدا سوگند در پيشگاه خدا عذرى نداريم تا اين كه قاتل او و كسانى را كه به نفع قاتلان وارد كار شده اند بكشيم و يا اينكه در اين راه كشته شويم شايد خدا از ما راضى شود. و در عين حال، من به نازل نشدن عذاب الهى اطمينان ندارم. دوستان من! يكى از ميان خود برگزينيد تا امير و فرمانده باشد، زيرا شما چاره اى نداريد جز اين كه فرماندهى داشته باشيد تا در مشكلات به او مراجعه كنيد و بايد پرچمى داشته باشيد تا دور آن جمع شويد، و من اين را مى گويم و براى خود شما از خدا آمرزش مى طلبم.
پس از ايشان، «رفاعة بن شدّاد»، از ميان جمع برخاست و خطاب به سخنگوى (مسيّب) اول چنين گفت: خدا تو را به گفتار درست رهبرى كرد و تو ما را به عاقلانه ترين كار و جهاد با فاسقان و توبه از گناهى بزرگ دعوت كردى. سخن شما پذيرفته است و ما با شما همراهى مى كنيم، و اين كه گفتيد بايد مردى را از ميان خود برگزينيم و در مشكلات به او پناه ببريم و دور پرچم او گرد آييم، ما نيز همين فكر را كرده ايم. اگر تو اين سمت را بپذيرى ما كاملاً به آن خشنوديم، تو نزد ما محبوب هستى و ما پيوسته به تو كمك مى كنيم. تو اگر اين را نپذيرى، در اين صورت ما مردى را به فرماندهى برگزيده ايم كه رهبر شيعيان و از ياران پيامبر خداست و داراى سابقه ديرينه اى است و او همان «سليمان بن صرد» است كه شجاعت و ديندارى خردمندى او مورد پذيرش همگان است.
سپس هر يك از «عبدالله بن وال» و «عبدالله بن سعد» به سان سخنگوى دوم